بیاناتی راجع به" باعمال خود را بيارائيد نه باقوال "
حضرت بهاءاللّه ميفرمايند :
" ای فرزند کنيز من لازال هدايت باقوال بوده و اين زمان بافعال گشته يعنی بايد جميع افعال قدسی از هيکل انسانی ظاهر شود چه که در اقوال کلّ شريکند ولکن افعال پاک و مقدّس مخصوص دوستان ماست پس بجان سعی نمايئد تا بافعال از جميع ناس ممتاز شويد "
(کلمات مکنونه فارسی، قطعه ٧٦ )
" مدّعيان محبّت را برهان لازم هر چه بلسان آيد مقبول ساحت رحمن نيفتد اليوم فعل مقدّم بر قول است پس جهد نمائيد تا از کلّ جوارح اعمال حسنه بظهور آيد اگر نفسی دعوی نمايد که از اهل رضوان ربّانيست آن قول بمجرّد ادّعا ثابت نشود بلکه صاحبان شامّه استشمام ننمايند اگر استنشاق رياحين نمودند مقبول خواهد شد والّا مردود " .
" تاثير کلمه از تقوی و انقطاع مکلّم است . بعضی از عباد باقوال کفايت مينمايند صدق اقوال باعمال منوط و مشروط . از عمل انسان رتبه و مقامش معلوم ميشود "
( مجموعه اشراقات، ص ١٠٣ )
" قول عمل ميخواهد قول بلا عمل کَنَحْلِ بِلا عَسَل اَوْ کَشَجَرِ بِلاَ ثَمَر "
( مجموعه اقتدارات، ص ١١١ )
" ای مردمان گفتار را کردار بايد چه که گواه راستی گفتار کردار است و آن بی اين تشنگان را سيراب ننمايد و کوران را درهای بينائی نگشايد "
( دريای دانش، ص ٧ )
" عالم را غبار تيره ظلمانی اخذ نموده و احاطه کرده بساط معنی و عمل پيچيده شده و بساط قول و لفظ گسترده گشته بگو ای احباب قسم بآفتاب حقيقت که اليوم يوم عمل است اگر از نفسی مقدار شَعری اليوم خير صادر شود جزای آن بدوام مُلک و ملکوت از برای او باقی خواهد ماند "
( مائده آسمانی،جلد ٨، ١٢١ بديع، ص ١٦٣)
" عالم را غبار تيره ظلمانی اخذ نموده و احاطه کرده بساط معنی و عمل پيچيده شده و بساط قول و لفظ گسترده گشته بگو ای احباب قسم بآفتاب حقيقت که اليوم يوم عمل است اگر از نفسی مقدار شَعری اليوم خير صادر شود جزای آن بدوام مُلک و ملکوت از برای او باقی خواهد ماند "
( مائده آسمانی، جلد ٨، ١٢١ بديع، ص ١٦٣)
" بر کلّ لازمست که باخلاق پسنديده و اعمال حسنه و افعال طيّبه ظاهر شوند و آن نفوسی که خود را به رحمن نسبت دهند و به اعمال شيطان عاملند البتّه حقّ از چنين نفوس منزّه و مقدّس بوده و خواهد بود "
( فضائل اخلاق، ص ١٥ )
" انسان بمثابه شجر است اگر باثمار مزيّن گشت لايق مدح و ثنا بوده و هست والّا شجر بی ثمر قابل نار است . اثمار سدره انسانی بسيار لطيف و پسنديده و محبوب ، اخلاق مرضيّه و اعمال حسنه و کلمه طيّبه از اثمار اين شجره محسوب "
( فضائل اخلاق، ص ٢٦)
" محبوب عالَم در سجن اعظم جميع را نصيحت ميفرمايد به اموريکه سبب و علّت ارتفاع آن نفوس و مَا يَنْبَغِي لِلانسان است بايد کلّ بسمع قبول اصغاء نمايند . ای دوستان اخلاق حسنه و اعمال مرضيّه و شؤونات انسانيّه سبب اعلاء کلمة اللّه و ترويج امر بوده لذا بر هر نفسی
لازم و واجب که اليوم به معروف تمسّک جويد و از منکر اجتناب نمايد "
( دريای دانش، ص ١٠٤)
" دنيا را وفائی نبوده و نيست جهد نمائيد تا در اين ايّام فانيه کسب لئالی باقيه نمائيد . عمل پاک و مقدّس البتّه در کتاب حفظ الهی محفوظ خواهد ماند . طوبی از برای نفسی که باين مقام فائز شد "
( آثار قلم اعلی، ج ٥، ص ١٠٠)
" يا حزب اللّه ناصر و معين و جنود حقّ در زُبُر و الواح بمثابه آفتاب ظاهر و لائح آن جنود اعمال طيّبه و اخلاق مرضيّه بوده و هست "
( مجموعه اشراقات، ص ٢٨٠)
" مظلوم امروز مسجون ، ناصر او جنود اعمال و اخلاق بوده نه صفوف و جنود و تفنگ و توپ يک عمل پاک عالَم خاک را جنّت عُليا نمايد . ای دوستان باخلاق مرضيّه و اعمال طيّبه حقّ جَلّ جَلالُه را نصرت نمائيد "
( مجموعه اشراقات، ص ١٣٩)
" شخص انسان بايد باخلاق روحانيّه و اعمال و افعال طيّبه طاهره مزيّن باشد هر نفسی باين مقام فائز نشود او از انسان محسوب نه "
( اصول عقائد بهائيان، ص ١١)
" اگر از نفسی عمل شنيعی ظاهر شود ناس جاهل غافل آنرا بحقّ نسبت دهند ". (مائدهآسمانی، جلد ٨، ١٢١ بديع، ص ١٦٣)
" مقصود از ظهور و ذکر و بيان آنکه نفاق برخيزد و بجايش اتّفاق مقام اخذ نمايد "
(فضائل اخلاق، ص ١٢٨)
" اوّل امری که از معرفت حاصل ميشود الفت و اتّفاق عباد است چه که باتّفاق آفاق عالَم منوّر و روشن "
( مجموعه اشراقات، ص ٢٠)
" اصحاب صفا و وفا بايد با جميع اهل عالم به رَوح و ريحان معاشرت نمايند چه که معاشرت سبب اتّحاد و اتّفاق بوده و هست و اتّحاد و اتّفاق سبب نظم عالَم و حيات امم است "
( طراز دوم از طرازات )
" و اينکه در باره اتّحاد سؤال نموديد اتّحاد در رتبه اوّليّه اتّحاد در دين است و اين اتّحاد لازال سبب نصرت امراللّه در قرون و اعصار بوده و اجتماع سيف معنوی الهی است ... و اتّحاد در مقامی
اتّحاد در قول است و اين بسيار لازم است مثلاً ملاحظه نما اگر دو نفْس از اوليای حقّ در ارضی وارد شوند و در امری باختلاف سخن گويند ، سببِ اختلاف شود وخود و سائرين از نعمت اتّحاد که از قلم مولی الايجاد نازل شده محروم و ممنوع گردند ... و در مقامی اتّحاد اعمال مقصود است چه که اختلاف آن سبب اختلاف گردد . اين مظلوم ايّامی که از زوراء بادرنه نفی ميشد در بين راه در مسجدی وارد صلاة مختلفه در آن محلّ مشاهده نمود اگر چه کلّ لفظ صلاة بر او صادق ولکن هر يک به اسبابی از هم ممتاز و اگر حزب فرقان فی الحقيقه بآنچه از قلم رحمن نازل شد عمل مينمودند جميع مَن علی الارض بشرف ايمان فائز ميگشتند اختلاف اعمال سبب اختلاف امر گشت و امر ضعيف شد ... و از جمله اتّحادِ مقام است و اوست سبب قيام امر و ارتفاع آن ما بين عباد . برتری و بهتری که بميان آمد عالَم خراب شد و ويران مشاهده گشت . نفوسيکه از بحر بيان رحمن آشاميده اند و بافق اعلی ناظرند بايد خود را در يک صقع و يک مقام مشاهده کنند . اگر اين فقره ثابت شود و بحول و قوّةالهی محققّ گردد عالَم جنّت ابهی ديده شود بلی انسان عزيز است چه که در کلّ آيه حقّ موجود ولکن خود را اعلم و ارجح و افضل و اتقی و ارفع ديدن خطائيست کبير . طوبی از برای نفوسی که به طراز اين اتّحاد مزينند و مِن عنداللّه موفّق گشته اند ... اگر قلم اعلی اراده نمايد مراتب اتّحاد را در هر شي و در هر امر بتمامه ذکر فرمايد سالها بايد مشغول گردد . از جمله اتّحاد نفوس و اموال است و باين مقام ختم مينمائيم ذکر اتّحاد را اَمراً مِنْ عِنْدِنَا وَ اَنَا الْمُقْتَدِرُ الْمُخْتَارُ ... "
(ادعيه حضرت محبوب، صص ٣٨٨ تا ٣٩٨ )
" ای دوستان حقّ مقصود از حمل اين رزايای متواتره و بلايای متتابعه آنکه نفوس موقنه باللّه با کمال اتّحاد با يکديگر سلوک نمايند بشأنی که اختلاف و اثنينيّت و غيريّت از ما بين محو شود ... " ( مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه، صص ٣٠-٢٢٩)
" اميدواريم که در کمال الفت و محبّت و دوستی با يکديگر رفتار نمائيد بشأنی که از اتّحاد شما عَلَم توحيد مرتفع شود و رايت شرک منهدم گردد "
( امر و خلق، صص ٣-٢٤٢ )
" در کمال اتّحاد حرکت نمايند چنانچه خلافی ما بين احدی ملحوظ نشود . در خير و شرّ و نفع و ضرر و شدّت و رخاء جميع شريک باشند "
(دريای دانش، ص ١٥٤)
" اليوم خدمتی اعظم از اتّحاد واتّفاق احبّا نيست "
(مکاتيب حضرت عبدالبهاء،ج ١، ص ٣٩١)
بايد هر يک از ياران بدل و جان سعی بليغ فرمليد که ادنی غباری بر آئينه وحدت اصليّه ننشيند و روز بروز محبّت و الفت و مؤانست و معاشرت و ملاطفت در بين احباب تزايد يابد "
( امر و خلق، ج ٣، ص ٢٤٧)
" اگر وحدت حال و يگانگی بی ملال در ميان نيايد آن جمع پريشان گردد و آن انجمن بيسر و سامان "
(مکاتيب، ج ٣، ص ٥٠٦)
" قسم بجمال قدم روحی لاحبّاء المتّحدين فدا که فرح و سروری از برای عبدالبهاء جز بشارات اتّحاد و اتّفاق احبّا نه زيرا اسّ اساس امراللّه وحدت و يگانگی محبّت است "
(مکاتيب، ج ٢،ص ٢٠٠)
" ای احبّای الهی اگر سرور و حبور و آسايش جان و راحت وجدان عبدالبهاء را خواهيد بر اتّحاد و اتّفاق بيفزائيد و جميع امواج يک بحر گرديد و قطرات يک نهر . گلهای يک گلشن گرديد و حلقه های يک جوشن در يک هوا پرواز نمائيد و به يک نغمه و آواز ترنّم ساز اين سبب سرور ابديست و راحت قلب و جان سرمدی "
(مکاتيب،ج ١، ص ٣٩١ )
آنچه اعظم امور است آن اتّحاد و اتّفاق جمهور احبّا و ائتلاف تامّ در ميان ياران . اين اهمّ امور است اگر نفسی ملول گردد اهمّيّت بدهيد بهر وسيله باشد او را گرم کنيد و در دائره و حلقه خويش در آريد "
( مکاتيب حضرت عبدالبهاء، ج ٣، ص ٣٤٠)
حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :
" اتّحاد و يگانگی ياران اسّ اساس است و وسيله نجاح و ترقّيات کلّيّه در دو جهان "
( توقيعات مبارکه ٤٨-١٩٢٢، ج ٣، ص ٤٧)
" اعظم وسيله نجاح و فلاح در مهامّ امور و حصول و وصول بمقصد و مرام در جلائل اعمال بالاخصّ در خدمات مفروضه امريّه اتّحاد است "
(توقيعات مبارکه ٤٨-١٩٢٢،ج ٣، ص ٧٣)
" هر جا وحدت و يگانگی نباشد روح حقيقی بهائی وجود ندارد "
(نمونه حيات بهائی - ترجمه مصوّب، ص ٧)
" تا اتّحاد و اتّفاق کامل در بين احبّا جلوه ننمايد ومحکم و ثابت نگردد امر عزيز الهی در حالت توقّف باقی و از فتح و ظفر ممنوع و محروم "
(منتخبات توقيعات مبارک،ص ١١)
" آنچه ياران الهی در هر جا بآن احتياج دارند عشق و علاقه بيشتر نسبت بيکديگر است "
(نمونه حيات بهائی - ترجمه مصوّب، ص ٣١ )
_________________ جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند
* حضرت وليّ امراللّه در توضيح کلمه علماء ميفرمايند : " علماء در اين کور مقدّس در يک مقام ايادی امر اللّه و در مقام ديگر مبلّغين و ناشرين امر که در سلک ايادی نباشند ولی رتبه اولی رادر تبليغ حائز "
( گنجينه حدود و احکام، ص ٢٥٢)
" يا حزب اللّه علمای راشدين که بهدايت عباد مشغولند و از وساوس نفس امّاره مصون و محفوظ ، ايشان از انجم سماء عرفان نزد مقصود عالميان محسوب . احترام ايشان لازم . ايشانند عيون جاريه و انجم مُضيئه و اثمار سدره مبارکه و آثار قدرت الهيّه و بحور حکمت صمدانيّه "
(مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی، لوح دنيا، ص ٥٥ )
" علمائی که فی الحقيقه بطراز علم و اخلاق مزيّن اند ايشان بمثابه رأس اند از برای هيکل عالَم و مانند بصرند از برای اُمم . لازال هدايت عباد بآن نفوس مقدّسه بوده و هست"
(امر و خلق ج ٣ ، ص ٣٢٢)
_________________ جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند
تاریخ: جمعه 25 خرداد 1386 - 12:20 عنوان: بیاناتی راجع به "استقامت در ام
بیاناتی راجع به "استقامت در امرالله "
حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدس ميفرمايند:
" کُونوا مَظاهِرَ الاَستِقامَةِ بَينَ البَرِيَّةِ عَلی شأنٍ لاتَمْنَعَکُم شُبُهاتُ الذينَ کَفَروا باللّهِ اِذْ ظَهَرَ بِسلطانٍ عَظيمٍ ."
و در لوح رؤوس يا اصل کل الخير ميفرمايند :
" رأسُ القُدْرَةِ والشّجاعَةِ هُوَاِعلاءُ کَلِمَةِ اللّهِ وٍٍَ الاِستِقامَةُ عَلی حُبّهِ "
(برابر خطّ جناب زين المقربين )
" ياقوم اوّل امر عرفان حقّ جلَّ جَلالهُ و آخِر آن استقامت "
(ص ٢٥ ج ٨ مائده آسمانی ط ١٢١ بديع )
" هر نفسی اليوم از عَرْف قميص رحمانی بوطن اصلی که مقام معرفت مطلع اوامر الهيه و مَشرق وحی ربّانيّه است فائز شداو بکلّ خير فائز بوده و خواهد بود و بعد از ورود اين مقام اعلی دو امر از برای هر نفسی لازم و واجب است يکی استقامت برامراللّه بشانی که اگر جميع ناس بخواهند او را از مصدر امر منع نمايند قادر نباشند و امر ديگر اتباع اوامر الهيّه است که از معين قلم مشيّت ربّانيّه جاری شده چه که معرفت حق تمام و کامل نمی شود مگر بمتابعت آنچه امر فرموده و در کتاب الهی نازل شده "
(ص ١٩٣ج ٥ آثار قلم اعلی )
"بنام خداوند توانا بعد از عرفان مطلع وحی الهی و مشرق اوامر صمدانی ،استقامت از اعظم اعمال بوده بايد نفوس مقبله بشانی مستقيم باشند که جميع اهل ارض اگر بخواهند ايشانرا از بحر قرب دور نمايند خود راعاجز مشاهده کنند نيکوست حال نفسی که از کأس استقامت آشاميد و باين فيض اعظم فائز شد اوست از مقرّبين "
(ص ٨٧ ج ٥ آثار قلم اعلی )
" افضل جميع اعمال اليوم استقامت برامراللّه بوده بشأنيکه اوهام نفوس مدعيه موهومه احبای حق را از شطر احديّه منع ننمايد "
(ص ٣٦٣ ج ٤ مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع )
" اِن شاءَاللّه بايد کلّ در صراط امرالهی بشأنی مستقيم باشند که از اِعراض و اعتراض کلّ مَن عَلَی الاَرض نلغزند و دراحيان هبوب ارياح امتحان ، عاشقان جمال رحمن از اهل خسران ممتاز ميشوند و نفوسيکه دراين ايّام مستقيمند از اهل جنّت عنداللّه مشهود و مذکورند"
(ص ٢-٢١ ج ٤ مائده آسمانی ط١٢٩ بديع )
" اليوم معنی استقامت آنکه بحقّ جلَّ جَلالهُ خود را از کلّ عالم غنی ومستغنی مشاهده نمايند اينست معنی غَنای حقيقی و ثروت معنوی که من عندالله ظاهر شده طوبی للفائِزينَ وَ وَيْلٌ للْغافِلينِ "
ص ٢١ ج ٤ مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع )
" امروز هيچ جامه از برای انسان اَحْسَن اَنْوَر و ابهی از جامه استقامت بر امراللّه نبوده و نيست ".
(ص ٨٧ آثار قلم اعلی )
" هريک از احبّای الهی بايد بمثابه جَبَل ثابت و راسخ باشد"
(ص ٤١٨ج ٣ امر و خلق )
" امروز سيّد روزها و سلطان ايّام هاست مبارک نفسی که از نفحات اين ايّام بحيات باقيه فائز شد و باستقامت کبری بر امر مالک اسماء قيام نمود اوست بمنزله بصر لِهَيکَلِ البَشَرِ "
(ص ١٦٣ ظهور عدل الهی ط ١٩٨٥)
" تاللّهِ الحقّ آنچه از برای اصحاب ثبوت و استقامت مقدّر گشته بدرجه ای عظيم است که اگر بقدر سمّ اِبْرَه ای از آن براهل ارض و سماء تجلّی نمايد کلّ منصعق شوند الّا مَن شاءَ اللّه رَبُّ العالَمينَ "
(ص ١٧١ ظهور عدل الهی - ترجمه مصوب )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند : استقامت برامراللّه از اعظم مواهب حی قيوم است و شخص
مستقيم بنصرت جنود ملاء اعلی موعود و اين از خصائص جواهر وجود"
(ص ٧٦ قاموس ايقان )
" استقامت شرط راه است و دليل تقرّب بارگاه "
(ص ١٩٤ حيات بهائی )
" اليوم استقامت عين کرامت است بلکه اعظم معجزه درعالمبشريّت "
(ص ٢١ ج ٥ مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع )
" امتحانات الهيّه شديد است بايد استقامت نمود.چه بسيار امور مخالف رأی انسان واقع ميشود که او را متزلزل ميکند لکن چون ثبات بنمايد جميع مشکلات زائل گردد"
(ص ٢٧٨ ج ٢ بدائع الآثار)
تاریخ: شنبه 26 خرداد 1386 - 20:33 عنوان: بیاناتی راجع به "اطاعت از حکوم
بیاناتی راجع به "اطاعت از حکومت"
حضرت بهاءالله ميفرمايند:
" بشارت پنجم اين حزب در مملکت هر دولتی ساکن شوند بايد بامانت و صدق وصفا با آن دولت رفتار نمايند "
(لوح مبارک بشارات - ص ١١ مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی )
" بر احدی جائز نه که ارتکاب نمايد امری را که مخالف رای رؤسای مملکت باشد "
(ص ٢٧٠ ج ٣ امرو خلق )
" بعد از معرفت حضرت باری جَلَّ جَلالُهُ دو امر لازم خدمت و اطاعت دولت و تمسّک به حکمت اين دو سبب ارتفاع و ارتقاء وجود و ترقّی آنست "
(ص ٢٧٠ ج ٣ امرو خلق )
" احبّای الهی نهايت اطاعت و انقياد را بحکومت بموجب نصوص الهی مجری دارند "
(ص ٢٧٠ ج ٣ امر و خلق )
حضرت عبدالبها ء ميفرمايند :
" نصّ قاطع است که احبّاء بايد خيرخواه و صادق و مطيع و منقاد حکومت باشند . ديگر نفسی تأويلی ننمايد و اجتهادی نفرمايد و قيدی در ميان نياورد "
(ص ٢٧٠ ج ٣ امر و خلق )
" امر قطعی الهی اينست که بايد اطاعت حکومت نمود اين هيچ تاويل برنميدارد و تفسير نميخواهد "
(ص ٤٦٤ گنجينه حدود و احکام)
" در هر مملکت که هستيد بحکومت در نهايت اطاعت باشيد "
(ص ٢٧٤ ج ٣ امر و خلق )
" در هر مملکت که هستيد بحکومت آن مملکت به نصّ جمال مبارک بايد صادق و امين و خيرخواه باشيد و به ملل آن اقليم در نهايت امانت و راستی و درستی رفتار کنيد "
(ص ٦٢ فضائل اخلاق )
" احبّا ، اِطاعَةً لِاَمْرِ الحقّ ، بجميع دول بی نهايت صادق و خير خواهند و اگر نفسی بحکومت خلافی نمايد خويش را عندالحقّ مؤاخذ و مسؤول و مستحقّ عقاب داند و مردود و خطاکار شمرد"
(ص ٢٨٢ ج ١ منتخباتی از مکاتيب حضرت عبدالبهاء ط آمريکا)
" هر ذلّتی را تحمل توان نمود مگرخيانت بوطن و هر گناهی قابل عفو و مغفرت است مگر هتک ناموس دولت و مضرّت ملّت "
(ص ٢٨٦ ج ٣ امرو خلق )
حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :
" اهل بهاء در ظلّ هر دولت و حکومتی بصدق و صفا و امانت و تقوی رفتار نمايند "
(ص ٢٢ج ٢ -٣٩- ١٩٢٧ توقيعات مبارکه )
" آنچه را حکّام و اوليای امور در وطن عزيز قرار دهند و و هر حُکمی را صادر نمايند و هر قانونی را وضع کنند بهائيان فوراً در نهايت خلوص و جديّت و خير خواهی و صداقت و امانت قلباً و فعلاًو لساناً در کلّ نقاط و در جميع شؤون و احوال اطاعت نمايند و بقدر سمّ اِبرة مخالفت ننمايند و تجاهل نکنند و انحراف نجويند "
( ص ٢٣٣ ج ا سالهای ٢٦ - ١٩٢٢ توقيغات مبارکه )
" اهل بهاء مأمور باطاعت و انقياد دولت متبوعه خويشند و اثبات صداقت و خير خواهی خويش نسبت باوليای امور "
( ص ١٢٢ ج ٢ سالهای ٣٩ - ١٩٢٧ توقيعات مبارکه )
" اطاعت اوليای امور و اجرای قوانين مملکت از فرائض حتميّه اهل بهاء "
" اطاعت اوليای امور از فرائض حتميّه اهل بهاء و واجبات مقدّسه آنان محصوب ولی در امور وجدانيّه که تعلّق بمعتقدات دارد اهل بهاء و متمسّکين بشريعه مقدّسه سمحاء شهادت را بر اطاعت ترجيح دهند "
( ص ١٣٠ ج ٣ سالهای ٤٨ - ١٩٢٢ توقيعات مبارکه )
_________________ جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند
"هر امری که از اعتدال تجاوز نمايد از طِراز اثر محروم مشاهده شود مثلاً حرّيّت و تمدن و امثال آن مع آنکه بقبول اهل معرفت فائز است اگر از حدّ اعتدال تجاوز نمايد سبب و علّت ضُرّ گردد ".
(مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی لوح مقصود - ص ١٠٣ )
" کلمةاللّه در ورق نهم از فردوس اعلی براستی ميگويم هر امری از امور اعتدالش محبوب چون تجاوز نمايد سبب ضُرّ گردد " .
(مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی کلمات فردوسيه -ص ٣٨ )
" در کلّ احوال بحدّ اعتدال حرکت نمائيد " .
( کتاب بديع )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
" در عالم امکان حيات و نجات هر شیء از اعتدال و حرکت بموقع است و ممات و هلاکش تجاوز از حدّ اعتدال و عمل بغير موقع . هر امر ممدوح و گفتار و کردار مفيدی چون از اعتدال و موقع تجاوز کند قبيح و مضرّ گردد " .
(بدائع الآثار ج ٢ ص ٣٣٨)
حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :
" از حدّ آداب و رتبه اعتدال خارج نگردند و تجاوز ننمايند " .
( توقيعات مبارکه ج١ سالهای ٢٦ - ١٩٢٢ ص ٢٤٩ )
_________________ جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند
" اشراق هفتم قلم اعلی کل را وصيّت ميفرمايد بتعليم و تربيت اطفال "
( لوح مبارک اشراقات )
" حضرت موجود ميفرمايد انسان را بمثابه معدن که دارای احجار کريمه است مشاهده نما بتربيت جواهر آن بعرصه شهود آيد و عالَم انسانی از آن منتفع گردد "
(الواح جمال اقدس ابهی لوح مبارک مقصود ص ٩٦ )
" آباء بايد کمال سعی را در تديُّن اولاد مبذول دارند چه اگر اولاد باين طراز اوّل فائز نگردد از اطاعت ابوين که در مقامی اطاعت اللّه است غافل گردد .ديگر چنين اولاد مبالات نداشته و ندارد يَفْعَلُ بِاَهْوَائِهِ مَا يَشَاءُ "
(گنجينه حدود و احکام ص ٨٨ )
" اگر والد دراين امر اعظم که از قلم مالک قدم در کتاب اقدس نازل شده غفلت نمايد حقّ پدری ساقط شود و لدی اللّه از مقصّرين محسوب "
(گنجينه حدود و احکام ص ٩ - ٨٨ )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
" انسان بی تربيت حيوان است بلکه از حيوان بدتر است "
( خطابات مبارکه در اروپا و آمريکا ط ٩٩ بديع ص ٢٨١ )
" اوّل تکليف ياران الهی و اماء رحمانی آنستکه بِاَيّ ِ وجهٍ کَانَ در تربيت و تعليم اطفال از ذکور و اناث کوشند "
(مکاتيب ج ١ ص ٣٣٤ )
" در آداب و اخلاق بيش از علوم و فنون اهتمام نمايند زيرا ادب و نورانيّت ِ اخلاق مرجّح است اگر اخلاق تربيت نشود علوم سبب مضر ّت گردد. علْم و دانش ممدوح اگر مقارن حُسن آداب و اخلاق گردد وَاِلّا سم ّ قاتل است و آفت هائل . طبيب بدخو و خائن سبب هلاک گردد و علّت انواع امراض . اين قضيّه را بسيار ملاحظه داشته باشيد که اساس دبستان ، اوّل تعليم آداب و اخلاق و تحسين اطوار و کردار باشد "
(فضائل اخلاق ص ٤٨ )
" تعليم اطفال و تربيت نونهالان جنّت ابهی از اعظم خدمات درگاه کبريا است "
( ص ٦٦ منتخبات الواح مربوط به تربيت )
" تربيت اطفال بآداب روحانی الهی اساس بنيانست و تا اساس محکم نگردد ابنيه متفرّعه را ثمری نباشد "
(منتخبات الواح مربوط به تربيت ص ١٠٩ )
" بايد مسأله تربيت را بسيار مهمّ شمرد و اطفال را از کودکی از پستان محبّت اللّه شير داد و در آغوش معرفت اللّه تربيت نمود تا نورانی گردند ، رحمانی شوند "
(منتخباتی از مکاتيب ج ١ ص ١٢٧ )
" تربيت اطفال ذکور و اناث از اعظم اُسّ امر بديع و نبأ عظيم ..."
(امر و خلق ج ٣ ص ٣٤٠ )
" اين واضح است مادر اوّل مربّی است و مؤسسّ اخلاق و آداب فرزند . پس ای مادران مهربان اين را بدانيد که در نزد يزدان اعظم پرستش و عبادت تربيت کودکان است بآداب کمال انسانيّت و ثوابی اعظم از اين تصوّر نتوان نمود "
(منتخباتی از آثار مبارکه در باره تربيت ص ٩١ )
" هر کس قصور نمايد از موهبت کبری محروم ماند زنهارزنهار اگر فتور نمائيد البتّه بجان بکوشيد که اطفال خويش را علی الخصوص دختران را تعليم و تربيت نمائيد و هيچ عذری در اين مقام مقبول نه "
(اخلاق بهائی لوح تربيت ص ٢١١ )
" اگر در اين خصوص قصور کنند در نزد ربّ غيور مأخوذ و مذموم و مدحورند واين گناهی است غير مغفور "
(حيات بهائی ص ١٤٤ )
" اطفال را از سنّ شير خواری از ثدی تربيت پرورش دهيد و در مهد فضائل پروريد " (منتخباتی از مکاتيب ط آمريکا ج ١ ص ١٢٦ )
" امّا در وقت خواب اطفال امّهات بايد غزليّات جمال مبارک را بخوانند تا از سنّ طفوليّت اين اطفال بآيات هدی تربيت شوند "
(منتخباتی از آثار مبارکه در باره تربيت ص ٩٢ )
" اطفال را از سنّ طفوليّت از ثَدْی تربيتِ کليّه شير دهيد و پرورش نمائيد تا آداب و سلوک بموجب تعاليم الهی از سنّ شير خواری در طبيعت و طينت اطفال رسوخ تام پيدا نمايد "
(اخلاق بهائی ص ٢١٢ )
" بايد از بدايت اطفال را به تربيت الهی پرورش داد و همواره بذکر حقّ متذکّر نمود تا محبّت اللّه در طينت آنان ثبوت و قراريابد و با شير امتزاج نمايد "
(منتخباتی از مکاتيب ط آمريکا ج ١ ص ١٢٤ )
تاریخ: سهشنبه 29 خرداد 1386 - 01:17 عنوان: بیاناتی راجع به " تعاون و تعاضد
بیاناتی راجع به " تعاون و تعاضد "
" وَ اِنِ اسْتَجَارَکُم ْ اَحَد مِنَ الْمُوْمِنِيْنَ وَ کُنْتُمْ ُسْتَطِيْعاًفَاَجِروُهُ وَ لَا تَحْرِمُوْهُ عَمّا اَرَادَ " ٠
(امر و خلق ج ٣ ص ٢٦٠ )
" بايد جميع احباب با کمال محبّت و وداد باشند و در اعانت يکدگر کوتاهی ننمايند " .
(دريای دانش ص ١٤٥ )
" بايد در تمشيت امور يکديگر بکمال سعی توجّه نمائيد . يَنْبَغِي لِکُلِّ نَفْسٍ اَنْ يَکُوْنَ عَضُداً لِلْآخَرِ اينست حکم مالک امم که از قلم جاری شده "
(امر و خلق ص ٢٦٠ ج ٣ )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
ای ياران شرق و غرب از اعظم اساس دين اللّه و معانی کلمةاللّه و تکليف احبّاء اللّه تعاون و تعاضُد است زيرا عالَم انسانی بلکه سائر کائنات نامتناهی به تعاون و تعاضد قائم و اگر تعاون و تعاضد متبادله در بين کائنات نماند وجود بکلّی متلاشی گردد ٠٠٠ " ٠
( مکاتيب حضرت عبدالبهاء ج ٤ ص ٩ - ١٢٨ )
" ...تعاون و تعاضد از فرائض عينيّه هيئت بشريّه است علی الخصوص حزب اللّه را که بايد در تعاون و تعاضد ِ يکديگر بلکه در حقّ عموم بشر جانفشانی نمايند چه که اين بهتر و دلکش تر و بمثابه روح در جسم بشر اثر نمايد و حياتی جديد يخشد " ( ا مر و خلق ج ٣ ص ٢٦٠ )
" تعاون و تبادل از خواص هيئت جامعه عالم وجود است و بدون او وجود معدوم و در مراتب وجود در قوس صعود آنچه برتبه اعلی تر نگری شؤون و آثار حقيقت تعاون و تعاضد را در رتبه مافوق اعظم از رتبه مادون مشاهده نمائی . مثلاً آثار باهره اين شأن قويم را در عالم نبات اعظم از عالَم جماد و در رتبه حيوان اکبر از رتبه نبات ملاحظه کنی تا آنکه در عالَم انسانی اين امر عظيم را از جميع جهات در منتهای اتقان مشهود بينی چه که در اين رتبه تعاون و تعاضد و تبادل محصور در جسم و جسمانيّات نبوده بلکه در جميع مراتب و شؤون ظاهری و معنوی از عقول و افکار و
آراء و اطوار و آداب و آثار و ادراکات و احساسات و سائر احوال انسانی ، اين روابط متينه را در منتهای محکمی ادارک نمائی و آنچه اين روابط متانت و ازدياد بيشتر يابد جمعيّت بشريّه در ترقّی و سعادت قدم پيشتر نهد بلکه فلاح و نجاح بجهت هيئت جامعه انسانيّت بدون اين شؤون عظيمه محال است " .
(مکاتيب حضرت عبدالبهاءج ٥ ص ١ - ١٣٠ )
" بهائيان جان فدای جهانيان نمايند و پرستش نوع انسان کنند
( امر و خلق ج ٣ ص ٢٩٠ )
" ياران الهی بايد در يوم مصائب غمخوار يکديگر گردند و در خلاص دوستان عقد مشورت کنند و بقدر امکان سبب آسايش جان و وجدان همديگر گردند احبّای الهی در جميع حقوق مشترکند و فی الحقيقه حکم يک نفْس دارند هر يک زيان نمايد کلّ زيان کرده اند هر يک سود نمايد کلّ سود نمايند زيرا روابط محکم است و اساسِ وحدتِ حال ، مستحکم " ٠
(مائده آسمانی ط اوّل يا ١٥٥ ط آخر ج ٩ ص ١٦٢ )
حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :
" بايد ياران الهی در خيرات و مبرّات و ترويج منافع عموميّه و تقدّم مصالح جمهور از جميع طوائف مِن دون ترجيح و استثناء سبقت از کلّ يابند و مشارٌ بالبنان گردند . ابواب مدارس و معاهد علميّه و ادبيّه خويش را بر وجه اطفال و جوانان غير بهائی که محتاج و فقيرند مجّاناً باز نمايند و از صندوق خيريّه محفل خويش بمنکوبين و محتاجين از تمام فِرَق و نِحَل و ملل اعانه و مساعده نمايند . در مشروعات ملکيّه مدنيّه که هموطنان خويش در آن اقليم بمرور ايّام تأسيس نمايند علی قدر معلوم مشارکت نمايند و بمعاضدت و مساعده مالی وادبی هر دو قيام کنند" .
(توقيعات مبارکه سالهای ٣٩ - ١٩٢٧ج ٢ ص ١١٧ )
" تعاون و تعاضد عناصر مختلفه در جامعه بر جلوه و رونق و استحکام و متانت مؤسسّات امريّه يوماً فيوماً بيفزايد " ٠
( توقيعات ج ٣ ص ٢٩٠ )
" راجع بحدوث زلزله شديدی که در گرگان واقع فرمودند بنويس در اين موارد اشتراک ياران رسماً بواسطه محافل روحانيّه علی الخصوص محفل مرکزی در آن سامان جهت اعانه منکوبين و محتاجين محبوب و مقبول . مخابره رسمی لازم و واجب و اگر چنانچه اوليای امور رسماً قبول ننمايند بهر وسيله ای که ممکن و مقبول است اقدام نمايند و عموميّت آئين مقدّس را فعلاً و
عملاً ثابت و مبرهن نمايند "
(توقيعات مبارکه ج ٣ ص ٢٦٤ )
" همچنين مشارکت ياران با انجمنهای خيريّه علميّه ادبيّه است هر انجمنی که مقصدش فی الحقيقه ترويج منافع عموميّه و مصالح عالَم انسانی است ، بايد احبّای الهی بحکمت و اعتدال پس از مشورت کامل بقدر قوّت و استطاعت مساعده و تأييد آنرا نمايند و بقدر وُسع و امکان مشارکت نمايند ولی بايد فعلاً و قلباً و لساناً از ادنی مداخله ای در امور سياسيّه امتناع نمايند )).
(توقيعات مبارکه سالهای ٢٦ - ١٩٢٢ ج ١ ص ٣١٥ )
" وَمَا ذَکَرْتَ فِي المُشَاوِرَةِ اِنَّا جَعَلْنَاهَا مِرْقَاةً
لِسَمَاءِ الْفَوْزِ وَ الْفَلَاحِ طُوَبی لِآخِذِي زِمَامِهَا وَحَافِظِي
مَقَامِهَا. صعود به آسمان امن و امان به مرقات مشورت معلّق .اِنْ شَاءَاللّه
در جميع احوال اهلُ اللّه باو متمسّک باشند... شَاوِرُوْا فِي الْاُمُوْرِ
مُتَوَکِّلِينَ عَلَی اللّهِ الْمُهَيْمِنِ الْقَيُّومِ " .
(امرو خلق ج ٣ ص ٤٠٩ )
" حضرت موجود ميفرمايد آسمان حکمت الهی بدو نيّر
روشن و منير مشورت و شفقت . در جميع امور به مشورت متمسّک
شويد چه که اوست سراج هدايت . راه نمايد و آگاهی عطا کند".
(مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی لوح مبارک مقصود ص ١٠٢ )
" مشورت بر آگاهی بيفزايد و ظنّ و گمان را بيقين تبديل
نمايد. اوست سراج نورانی در عالَم ظلمانی . راه نمايد و هدايت کند.
از برای هر امری مقام کمال و بلوغ بوده و خواهد بود و بلوغ و ظهور
خرد بمشورت ظاهر و هويدا". (مائده آسمانی ط ١٢١ بديعج ٨ ص ٦٠ )
" ... اين امور بمشورت معلّق است و آنچه از مشورت اخيار
ظاهر شود هُوَ حُکْمُ اللّهِ الْمُهَيْمِنِ الَقَيُّومِ ".
(مائده آسمانی ط ١٢١ج ٨ ص ١١٢ )
"اينکه درباره کسب و معاملات ذکر نمودی اين امور در
کتاب الهی بمشورت معلّق شده . با نفوس مؤمنه مستقيمه مشورت نمائيد
يعنی در کسب و اقتراف و امثال آن و آنچه ظاهر شود متوکلاً علی اللّه
عمل کنيد . هَذَا حُکْمُ اللّهِ وَ هَذَا اَمْرُاللّهِ طُوبَی لِمَنْ سَمِعَ
وَ عَمِلَوَ وَيْلٌ لِلْغَافِلِيْنَ ".
(امر و خلق ج ٣ ص ٤١١ )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
هوالابهی ای جمع در امور جزئی و کلّی انسان بايد
مشورت نمايد تا بآنچه موافق است اطّلاع يابد . شور سبب تبصّر در امور
است و تعمّق در مسائل مجهول . انوار حقيقت از رخ اهل مشورت طالع
گردد و مَعين حيات د رچمنستان حقيقت انسان جاری گردد . انوار
عزّت قديمه بتابد و سدره وجود باثمار بديعه مزيّن شود ولی بايد اعضاء
مشورت در نهايت محبّت و الفت و صداقت با يکديگر باشند. اصول
مشورت از اعظم اساس الهی و بايد افراد ملّت در امور عاديه نيز شور
نمايند ع ع ". (امر و خلقج ٣ ص ٤١٢ )
" در خصوص مشورت مأمور بها سؤال نموده بوديد از
مشورت مقصود آنست که آراء نفوس متعدّده البتّه بهتر از رأی واحد
است نظير قوت نفوس کثيره البتّه اعظم از قوّت شخص واحد است لهذا
شور مقبول درگاه کبريا مأمورٌ بِهِ و آن از امور عاديّه شخصيّه گرفته تا
امور کليّه عموميّه . مثلاًشخصی را کاری در پيش البتّه اگر با بعضی
اخوان مشورت کند البتّه تحرّی و کشف آنچه موافق است گردد و
حقيقت حال واضح و آشکار شود و همچنين مافوق آن اگر اهل قريه ای
بجهت امور خويش با يکديگر مشورت نمايند البتّه طريق صواب نمودار
شود و همچنين هر صنف از اصناف مثلاًاهل صنعت در امور خويش با
يکديگر مشورت نمايند و تجّار در مسائل تجاريّه مشورت کنند. خلاصه
شور مقبول و محبوب درهر خصوص و امور ".
(امر و خلق ص ٣-٤١٢ ج ٣ )
" ای احبّای الهی در امور مشورت نمائيد و از يکديگر رأی
طلبيد آنچه که از شور د رآيد مجری داريد خواه موافق فکر و رأی شما
باشد خواه نباشد زيرا معنی شور اينست که آنچه را اهل شور موافق
بينند مجری دارند و حکمت را در جميع موارد ملاحظه داشته باشند
زيرا حکمت از نصوص صريحه کتابست و عَليْکُمُ التَّحِيَّةُ وَالثَّناءُ ع ع ".
(گنجينه حدود و احکام ص ٢٢٧ )
" در جميع امور جزئی و کلّيِ خويش شور نمائيد حتّی بجهت
زراعت و صناعت و تجارت و کسب هر يک کرّات و مرّات مشاورت و
معاونت نمائيد چه شور از اوامر الهيّه و سبب فتوح کلّی در امور است و
جاذب عون و عنايت حقّ ". (امرو خلق ج ٣ ص ٤١٣ )
" قضيّه مشورت در امور بسيار مهمّ و از اعظم وسائط راحت
و سعادت نفوس . مثلاًنفسی چون در امر خويش حيران باشد و يا آنکه
کاری و کسبی خواهد بايد احبّای الهی محفلی بيارايند و تدبيری در امر
او بنمايند و او نيز بايد مجری دارد و همچنين در امور عموميّه چون
مشکلی حاصل گردد و عسرتی روی دهد بايد عقلاء مجتمع گشته
مشورت نمايند و تدبيری کنند بعد توکّل بحقّ کنند و تسليم تقدير
شوند تا هر نوع جلوه گر گردد و پيش آيد و شبهه ای نيست که عون
و عنايت حقّ دستگيری کند .مشورت از اوامر قطعيّه ربّ البريّه است ".
(گنجينه حدود و احکام ص ٢٢٨ )
" امور را جزئی و کلّی بمشورت قرار دهيد برای خويش بدون
مشاورت ، در امر مهمّی مباشرت ننمائيد. درفکر يکديگر باشيد تمشيت
امور يکديگر دهيد. غصّه يکديگر خوريد. افراد ملّت را محتاج مگذاريد.
معاونت همديگر کنيد تاکّل متّحداً متّفقاً حُکم يک هيکل پيدا کنيد".
(منتخباتی از آثار مبارکه درباره تعليم و تربيت ص ٧٣ )
" من هميشه ميخواهم به ميل و مشورت احبّا رفتار کنم مگر
در امور بسيار مهمّی که صلاح امراللّه نباشد آنوقت لابدّم آنچه برای امر
الهی مفيد است متمسّک ميشويم ". (امر و خلق ج ٣ ص ٤١٣ )
" ای پسر تراب کور شو تا جمالم بينی و کَر شو تا لحن و صوت مليحم را شنوی و
جاهل شو تا از علمم نصيب بری وفقير شو تا از بحر غنای لا يزالم قسمت بيزوال برداری . کور شو يعنی از مشاهدهغير جمال من و کر شو يعنی از استماع کلام غير من و جاهل شو يعنی از سوای علم منا با چشم پاک و دل طيّب و گوش لطيف بساحت قدسم در آئی " ٠
( کلمات مکنونه ق ١١ )
" ای دوست لسانی من قدری تأمّل اختيار کن هرگز شنيدهای که يار و اغيار در
قلبی بگنجد پس اغيار را بران تا جانان بمنزل خود در آيد "
(کلمات مکنونه ق ٢٦ )
" ای پسر ارض اگر مرا خواهی جز مرا مخواه و اگر اراده جمالم داری چشم از
عالميان بردار زيرا که اراده من و غيرِ من چون آب و آتش در يک دل و قلب نگنجد "
٠
(کلمات مکنونه ق ٣١ )
" مقصود از انقطاع ، انقطاع نفس از ما سوی اللّه است يعنی ارتقاء بمقامی
جويد که هيچ شيء از اشياء از آنچه در ما بين سموات و ارض مشهود است او را
از حقّ منع ننمايد يعنی حبّ شیء و اشتغال بآن او را از حبّ الهی و اشتغال بذکر
او محجوب ننمايد " ٠
(مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه ص ٣٤٩ )
و در همين لوح ميفرمايند :
" باری مقصود از انقطاع اسراف و اتلاف اموال نبوده و نخواهد بود بلکه
توجّه الی اللّه و توسّل باو بوده و اين رتبه بهر قسم حاصل شود و از هر شيئی
ظاهر و مشهود گردد اوست انقطاع و مبدأ و منتهای آن "
" يَا عَلِی عَلَيْکَ بَهَائی نِعْمَ مَا نَطَقَ بِهِ لِسَانُکَ انقطاع
بنفسه مؤثّر و جاذب است . در اکثری از الواح ذکر اين مقام از قلم اعلی جاری و
نازل . اوست طراز اوّل از برای بُرء انسان از امراض و علل طوبی لِعَبْدِ
تَمَسَّکَ بِهِ اِنَّهُ مِنَ النّاصِرينَ فِي کِتَابِ اللّهِ رَبِّ
الْعَالَمِينَ " ٠
( لوح خطاب بجناب ملّا علی بجستانی ٣٩٧ ج ٣ امر و خلق )
" اينکه مشاهده مينمائی که بعضی از ناس بعزّت دنيا مسرورند و به علوّ آن
مغرور اين از غفلت آن نفوس است " .
(مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه لوح سلمان - ص ١٢٥ )
- " خادم امر امروز کسی است که اگر بر مدائن ذهب و فضّه مرور نمايد چشم
نگشايد و قلبش پاک و مقدّس باشد از آنچه مشاهده ميشود يعنی از زخارف و آلاء دنيا
..." (ظهور عدل الهی ص ٥١ )
" قسم بآفتاب افق تقديس که اگر جميع عالَم از ذهب و فضّه شود نفسی که فی
الحقيقه بملکوت ايمان ارتقاء جسته ابداً به آن توجّه ننمايد تا چه رسد باخذ آن
". (مائده آسمانی ط ١٢١ بديع ج ٨ ص ٨ )
" اگر نفسی قطره ای از بحر محبّت بياشامد و يا برشحه ای از بحر انقطاع فائز
شود جميع عالَم را شِبه يک کف تراب مشاهده نمايد و آنچه در آسمانها و زمين
است او را از سبيل دوست منع ننمايد " ٠
(آثار قلم اعلی ج ٧ ص ٢٢٤ )
" انقطاع سبب ارتفاع است و تقوی علّت ارتقاء " ٠
(مائده آسمانی ط ١٢١ بديع ج ٨ ص ١١٤ )
" يا علی لَعَمْرُاللّه يک قلب اگر مقدّس شود و از شؤونات دنيا فارغ ،
قلوب را بقوّت روحانيّه تقليب نمايد و بقلب وجود راه نمايد " .
(امر و خلق لوح مبارک خطاب بجناب ملّا علی بجستانی - ص ٣٩٧ ج ٣ )
" نفْس يک مؤمن که شؤونات خود رادر شؤونات حقّ معدوم نموده عنداللّه از
همه روی زمين بهتر و پسنديده تر است "٠
(امر و خلق ص ٣٨٠ ج ٣ )
- " مَعَ آنکه جميع عالَم از حقّ است و کلّ هم باين مقرّ و معترف و آنچه هم
باهل ارض داده شده از بخششهای بحر عنايت او بوده معذلک اگر امر بانفاق ما عندهم
شود البتّه بعضی را قاصر و متوقّف مشاهده نمائی و بعضی هم از تجلّيات انوار شمس
انقطاع بمقامی فائز که بکمال محبّت و خلوص فی سبيل اللّه انفاق نمودند آنچه را
مالک بودند ، اين هم مشاهده شد " . (مائده آسمانی ط ١٢١بديع ج٨ ص ٧٢ )
" ای اهل بها منقطع از ما سوی اللّه شده در فُلْک احديّه و سفينه عزّ
باقيه درآئيد و راکب شويد که هر نفسی که تمسّک جست باين فُلْک ، عنداللّه از
اهل اثبات و نجات و عليّين و رضوان مذکور و هر که تخلّف نمود از اهل نار و هلاک
و سجّييّن و هاويه محسوب . زينهار دين ا بدينار مدهيد و يوسُف عزّ احديّه را بآلاء دنيا و آخرت مبادله ننمائيد
عنقريب آنچه مشهود مفقود خواهيد ديد پس بکمال جهد و اجتهاد بظلّ ربّ الايجاد
بشتابيد که مکمن امنی جز ظلّش نبوده و نخواهد بود " ٠
(مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع ج٧ ص ٩٥ )
" نيکوست کسی که امروز با دوست پيوندد و از هر چه جز اوست در رهش بگذرد و
چشم بپوشد تا جهان تازه بيند و به مينوی پاينده راه يابد " ٠
(دريای دانش ص ٣٥ )
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما میتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید