دوشنبه 15 شهریور 1389   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - منتخباتی از بیانات مبارکه
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » سایر موارد

ارسال موضوع جدید   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
منتخباتی از بیانات مبارکه رفتن به صفحه قبلی  1, 2

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
adib_taghva
عضو سایت
عضو سایت


عضو شده در: 22 خرداد 1386
پست: 41

تشکر: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

iran.gif


امتیاز: 56
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 1 تیر 1386 - 09:05    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بياناي راجع به "مواسات"

حضرت بهاءالله ميفرمايند:
" معنی مواسات که در کتاب الهی نازل شده اينست که هر يک از مؤمنين سايرين را مثل خود مشاهده نمايند يعنی خود را اعلی نشمرند و اغنياء فقراء را از مال خود محروم ننمايند و آنچه از برای خود از امورات خيريّه اختيار مينمايند از برای سايرمؤمنين هم همانرا اختيار کنند. اينست معنی مواسات و حدّ مواسات تا اين مقام بوده و تجاوز از آن از شؤونات هوائيّه و مشتهيات نفسيّه عنداللّه مذکور ".
(دريای دانش ص ١٤٥ ومائده آسمانی ج ٤ ط ١٢٩ ص ٣٥٦ )

" مواسات در کتب الهی از قبل و بعد محبوب بوده و هست و اين مواسات در مال است نه در دونش نه در فوقش و يُؤثِرُوْنَ عَلَی اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوْقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائَزُوْنَ (*)اين مقام فوق مساوات است ..."
(ص ٣٩٩ ادعيه حضرت محبوب (*)مضمون آيه ٩ سوره حشر)

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
" از جمله تعاليم بهاءاللّه مواسات بين بشر است و اين مواسات اعظم از مساوات است و آن اينستکه انسان خود را بر ديگری ترجيح ندهد بلکه جان و مال فدای ديگران کند امّا نه بعُنف و جَبرکه اين قانون گردد و شخصی مجبور بر آن شود .بلکه بايد بصرافت طبع وطيب خاطر مال و جان فدای ديگران کند و بر فقراء انفاق نمايد يعنی بآرزوی خويش ، چنانکه در ايران در ميان بهائيان مجری است "٠
(مکاتيب ج ٣ از لوح مبارک در جواب جمعيّت لاهای - ص ١٠٧ )

" از تعاليم بهاءالله مواسات است و اين اعظم از مساوات است ، مساوات امريست مجبوری ولکن مواسات امريست اختياری کمال انسان بعمل خير اختياری است ...اغنياء مواسات بفقراء کنند و انفاق بر فقراء نمايند ولی بميل و اختيار خويش نه آنکه فقراء اغنياء را اجبار نمايند ".
( امر و خلق ج ٣ ص ٢٥٨ )

" ممکن نيست که نفوس از منافع ذاتيّه خود چشم پوشند و خيرِ خود را فدای خير عموم نمايند الّا به تديُّن حقيقی چه که در طينت انسانيّه محبّت ذاتيّه خود مخمّر و ممکن نيست بدون اميدواری اجرِ جزيل و ثواب جميل از فوائد موقّته جسمانيّه خود بگذرد ولکن شخص موقن باللّه و مؤمن بآيات او چون موعود و متيقّن مثوبات کلّيّه اخرويّه است و جميع نِعَم دنيويّه در مقابل عزّت و سغادت درجات اخرويّه کَاَنْ لَمْ يَکُنْ انگاشته گردد لهذا راحت و منافع خود را ابتغائاً لِوَجْهِ اللّهِ ترک نموده در نفع عموم دل و جان را رايگان مبذول دارد " (رساله مبارکه مدنيّه ص ١١٤ )

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
adib_taghva
عضو سایت
عضو سایت


عضو شده در: 22 خرداد 1386
پست: 41

تشکر: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

iran.gif


امتیاز: 56
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 2 تیر 1386 - 23:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بياناتي راجع به " ايمان و عرفان و مقتضای آن"


حضرت بهاءاللّه در آغاز کتاب مستطاب اقدس ميفرمايند :
" بِسْمِهِ الْحَاکِم عَلَی مَا کَانَ وَ ما يَکُونُ اِنَّ‌اَوّلَ مَا کَتَبَ اللّهُ عَلَی الْعِبادِ عِرْفَانُ مَشْرِقِ وَحْيِهِ وَ مَطْلَعِ اَمْرِهِ اَلّذيِ کَانَ مَقامُ نَفْسِهِ فِي عَالَمِ الاَمْرِ وَ الخَلْقِ . مَنْ فَازَ بِهِ قَدْ فَازَ بِکُلِّ‌الْخَيْرِ وَ الَّذيِ مُنعَ اِنّهُ مِنْ اَهْلِ الضّلالِ وَلَوْ يَأتِي بِکُلّ الاَعْمَالِ . اِذَا فُزْتُمْ بِهَذا المَقَامِ الْاَسْنَی وَ الْاُفُقِ الْاَعْلَی يَنْبَغِي لِکُلّ نَفْسٍ‌اَنْ يَتّبِعَ مَا اُمِرَ بِهِ مِنْ لَدی الْمَقْصُودِ لِانَّهُمَا مَعاً لَا يُقْبَلُ اَحَدُ هُمَا دُونَ الْآخَرِ هَذَا مَا حَکَمَ بِهِ مَطْلَعُ الْاِلُهَامِ " ٠

ايضاً در همين کتاب مبارک نازل شده است :

" طُوبَی لِمَنْ اَقَرّ بِاللّهِ وَ آيَاتِهِ وَ اعْتَرَفَ بِاَنّهُ لَا يُسْألُ عَمّا يَفْعَلُ هَذَهِ کَلِمَةٌ قَدْ جَعَلَهَا اللّهُ طِرَازَ الْعَقَائِدِ وَ اَصلَهَا وَ بِها يُقُبَلُ عَمَلُ الْعَامِلِيْنَ . اِجْعَلُوا هَذَهِ الْکَلِمَةَ نُصْبَ عُيُونِکُم لِئَلّا تُزلّکُمْ اِشاَاراتُ الْمُعْرِضِينَ . لَوْ يُحِل مَا حُرِّمَ فِي اَزَلِ الآزَالِ اَوْ بالْعَکسِ لَيْسَ لِاَحَدٍ اَنْ يَعْتَرِضَ عَلَيْهِ وَ الَّذي تَوَقَّفَ فِي اَقَلَّ مِنْ آنٍ اِنَّهُ مِنَ الْمُعْتَدِيْنَ . وَ الّذي مَا فَازَ بِهَذا الْاَصْلِ الْاَسْنَی وَ الْمَقَامِ الْاَعْلَی تُحَرِّکُهُ اَرْيَاحُ الشُّبُهاتِ وَ تُقَلّبُهُ مَقَالاَتُ الْمُشْرِکِيْنَ . مَنْ فَازَ بِهَذَا الْاَصْلِ قَدْ فَازَ بِالاِسْتِقَامَةِ الْکُبْرَی حَبَّذَا هَذَالْمَقَامُ الْاَبُهَی الّذِي بِذِکْرِهِ زُيّنَ کُلُّ‌لَوْحٍ مَنِيْعٍ. کَذلِکَ يُعَلِّمُکُمُ اللّهُ مَا يُخَلِّصُکُمْ عَنِ الرَّيْبِ وَ الْحَيْرِةِوَ يُنْجِيْکُمْ فِی الدُنْيَا وَ الْآخِرَةِ اِنَّهُ هُوَ الْغَفُوْرُ الْکَرِيْمُ ) . "


" اَصْلُ کُلِّ الْعُلُومِ هُوَ عِرْفَانُ اللّهِ جَلّ جَلالُهُ وَ هَذَا لَنْ يُحَقّقَ اِلّا بِعِرْفَانِ مَظْهَرِ نَفْسِهِ "
( لوح مبارک رؤوس يا اصل کلّ الخير )

" يا حزب اللّه اليوم بايد انظار کلّ بافق يَفْعَلُ مَا يَشاَءُ وحده متوجّه باشد چه اگر احدی باين مقام فائز گردد او بنور توحيد حقيقی فائز و منوّر و مِن دون آن در کتاب الهی از اصحاب ظُنون و اوهام مذکور و مرقوم ..." ٠
(امر و خلق ج ٤ ص ٢٥٥ )

" شکّی نبوده و نيست که مقصود از آفرينش معرفت حقّ جلّ جلالُهُ بوده "
(دريای دانش ص ٧٢ )

" سبب اعظم آفرينش عرفان اللّه بوده ٠٠٠ " ٠
( آثار قلم اعلی ج ٥ص ١٩٣ )

" تجلّی اوّل که از آفتاب حقيقت اشراق نمود معرفت حقّ جلّ جلالُهُ بوده و معرفت سلطان قِدم حاصل نشود مگر بمعرفت اسم اعظم اوست مکلّم طور که بر عرش ظهور ساکن و مستوی است و اوست غيب مکنون و سرّ مخزون کُتُب قبل و بعد الهی بذکرش مزيّن و به ثنايش ناطق ...ايمان باللّه و عرفان او تمام نشود مگر بتصديق آنچه از او ظاهر شده و همچنين عمل بآنچه امر فرموده " ٠
(مجموعه‌ای از الواح جمال اقدس ابهی لوح مبارک تجلّيات ص ٢٧ )


مقصود از آفرينش عرفان حقّ و لقای او بوده و خواهد بود چنانچه در جميع کتب الهيّه و صحف متقنه ربّانيّه مِن غير حجاب اين مطلب احلی و مقصد اعلی مذکور و واضح است "
(دريای دانش ص ١٣٩ )

" دين نوريست مبين و حصنی است متين از برای حفظ و آسايش اهل عالَم چه که خشية‌اللّه ناس را بمعروف امر و از منکر نهی نمايد اگر سراج دين مستور ماند هرج و مرج راه يابد نيّر عدل و انصاف و آفتاب اَمن و اطمينان از نور باز مانند " ٠
( در اشراق اوّل از لوح مبارک اشراقات - ص ٧٣ مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی )

" جميع عالم برای عرفان جمال قدم از عدم بوجود آمده اند و باين يوم مبارک در کتب و زُبُر و صحف وعده داده شده اند "
(شراقات ص ٢٥٣ا )

" جميع عالَم از برای عرفان اين امر اعظمخ‌لق شده اند ولکن جزای اعمال کل را منع نمود و محروم ساخت مگر نفوسيکه يد قدرت ايشان را اخذ نمود و از ظلمت نفس و هوی نجات بخشيد اگر بجميع اعضاء و جوارح و عروق و شعرات اِلَی الْيَومِ الّذِي لاَ آخِرَ لَهُ حقّ جلّ جَلالُه را ستايش نمائی و حمد کنی هر آينه نزد اين فضل اعظم معدوم صِرف است "
(آثار قلم اعلی ج ٥ ص ١١٣)

" امروز عرفان هر نفس بايد بدرجه بلوغ فائز شود و خود را غنی و مستغنی از اهل عالَم مشاهده نمايد "
(مجموعه اشراقات ص ١٩٦ )

حضرت عبدالبهاء در اوّل قطعه آخر مفاوضات مبارکه ميفرمايند :
" بدانکه اين اعمال و رفتار و گفتار ممدوحست و مقبول و شرفِ عالَم انسانيست ولی مجرّد اين اعمال کفايت ننمايد زيرا جسديست در نهايت لطافت ولی بيروح . بلکه سبب حيات ابديّه و عزّت سرمديّه و نورانيّت کليّه و فوز و فلاح حقيقی اوّل عرفان الهی است و اين معلومست که معرفت حقّ مقدّم برهر عرفانيست و اين اعظم منقبت عالَم انسانيست زيرا در وجود معرفت حقائق اشياء فوائد جسمانی بخشد و مدنيّت صوری ترقّی نمايد امّا عرفان الهی سبب ترقّی و انجذاب روحانی و بصيرت حقيقی و علويّت عالم انسانی و مدنيّت ربّانی و تعديل اخلاق و نو رانيّت وجدان گردد "

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
adib_taghva
عضو سایت
عضو سایت


عضو شده در: 22 خرداد 1386
پست: 41

تشکر: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

iran.gif


امتیاز: 56
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 4 تیر 1386 - 00:59    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بياناتي راجع به " نهی از تعصبات دينی ، جنسی ،وطنی ،نژادی و غيره "


حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدس ميفرمايند :

" عَاشِرُوْا مَعَ الْاَدْيَانِ بِالرُّوْحِ وَالرَّيْحَانِ لِيَجِدُوْا مِنْکُمْ عَرْفَ الرَّحمنِ . اِيَّاکُمْ اَنْ تَأخُذَکُمْ حَمِيَّةُ الْجَاهِليَّةِ بَيْنِ الْبَرِيَّةِ کُلٌّ بُدِءَمِنَ اللّهِ وَيَعُوْدُ اِلَيْهِ اِنَّهُ لَمَيْذَءُالْخَلْقِ وَمَرْجِعُ العَالَمِينَ کلمة اللّه در ورق هفتم از فردوس اعلی ای دانايان امم از بيگانگی چشم برداريد و به يگانگی ناظر باشيد و باسبابی که سبب راحت وآسايش عموم اهل عالم است تمسّک جوئيد اين يک شبر عالَم يک وطن و يک مقام است از افتخار که سبب اختلاف است بگذريد و بآنچه علّت اتّفاق است توجّه نمائيد. نزد اهل بها افتخار به علم و عمل و اخلاق و دانش است نه بوطن و مقام . ای اهل زمين قدر اين کلمه آسمانی را بدانيد چه که بمنزله کشتی است از برای دريای دانائی و بمنزله آفتاب است از برای جهان بينائی "
(مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی کلمات فردوسيّه ص ٣٧ )

" ابهی ثمره شجره دانش اين کلمه علياست همه بار يک داريد و برگ يک شاخسار . لَيْسَ الْفَخْرُ لِمَنْ يُحِبُّ الْوَطَنَ بَلْ لِمَنْ يُحِبُّ الْعَالَمَ "
(اشراق ششم از لوح مبارک اشراقات ص ٥-٧٤ مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی )

" ای اهل بينش آنچه از سماء مشيّت الهيّه نازل گشته علّت اتّحاد عالم و الفت و يگانگی امم بوده . از اختلافات جنسيّه چشم برداريد و کلّ را در پرتو وحدت اصليّه ملاحظه نمائيد ".
(ظهور عدل الهی در قسمت رفع تعصّبات جنسيّه - ترجمه مصوّب ص ٧٦ )

" جميع ملل بايد در ظلّ امر واحد و شريعت واحد در آيند و جميع ناس چون برادر مهر پرور گردند . روابط محبّت و اتّحاد در بين ابناء بشر مستحکم شود و اختلافات و منازعات جنسيّه و مذهبيّه کلّ
محو و زائل گردد ".
(ظهور عدل الهی در قسمت رفع تعصبّات جنسيّه - ترجمه مصوّب ص ٧٧ )

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
" حضرت بهاءاللّه ما را از هر تعصّبی نجات داد. تعصّبات است که عالَم را خراب کرده . هر عداوت ونزاعی و هر کدورت و ابتلائی که د رعالَم واقع شده يا از تعصّب دينی بوده يا از تعصب وطنی يا از تعصّب جنسی يا تعصّب سياسی . تعصّب مذموم و مضرّ است هر نوع باشد وقتيکه امر تعصبّات از عالَم دور شود آنوقت عالَم انسانی نجات يابد ما برای اين مقصد عزير ميکوشيم . بيست هزار نفر را فدای اين امر عظيم نموديم که در نهايت مظلوميّت بجهت رفع اين تعصبّات و حصول اخوّت و يگانگی عالم انسانی شهيد شدند ..."
(پيام ملکوت ص ٩٩ )

" هواللّه از جمله اساس بهاءاللّه ترک تعصّب وطنی و تعصّب مذهبی وتعصّب جنسی وتعصّب سياسی است زيرا عالَم بشر به مرض تعصّب مبتلا شده و اين مرض مزمن است که سبب هلاک است جميع اختلافات و جنگها و نزاعها وخونريزيها سببش اين تعصّب است . هر جنگی که می بينيد يامنبعث از تعصّب دينی است يا منبعث از تعصّب جنسی يا منبعث از تعصّب وطنی يا تعصّب سياسيست و تا اين تعصبّات موجود عالَم انسانی آسايش نيابد ..."
(قسمت اوّل مجموعه خطابات ص ٩-١٥٨ )

و در همين خطابه مبارکه ميفرمايند :

" جميع اجناس سفيد و سياه و زرد و قرمز و ملل و طوائف و قبائل در نزد خدا يکسانست . يچيک امتيازی ندارد مگر نفوسی که بموجب تعاليم الهی عمل نمايند. بنده صادق مهربان باشند . ُحبّ عالَم باشند . رحمت پروردگار باشند. اين نفوس ممتازند . خواه سياه باشند خواه زرد خواه سفيد هر چه باشند د رنزد خدا اين نفوس مقرّبند ".

" ای احبّای الهی از رائحه تعصّب جاهلانه وعداوت و بغض عاميانه و اوهام جنسيّه ووطنيّه و دينيّه که بتمام مخالف دين اللّه و رضای الهی و سبب محرومی انسانی از مواهب رحمانی است بيزار شويد و از اين اوهامات تجرّد يابيد و آئينه دل را از زنگ اين تعصّب جاهلانه پاک و مقدّس کنيد تا بعالَم انسانی يعنی عموم بشر مهربان حقيقی گرديد و بهر نفْسی از هر ملّت و هر آئين وهر طائفه و هر جنس و هر ديار ادنی کُرهی نداشته باشيد بلکه در نهايت شفقت و دوستی باشيد شايد بعون و عنايت الهيّه افق انسانی از اين غيوم کثيفه يعنی تعصّب جاهلانه و بعض و عداوت عاميانه پاک و مقدّس گردد . روز بروز سبب الفت و محبّت در ميان جميع ملل شويد و ابداً در امور حکومت و سياست مداخله و تکلّم ننمائيد زيرا شما را خدا بجهت وعظ و نصيحت و تصحيح اخلاق و نورانيّت و روحانيّت عالم انسانی خلق فرموده . اينست وظيفه شماو عَلَيْکُمُ التَّحِيَّةِ وَالثَّنَاءُ ع ع "
(مکاتيب حضرت عبدالبهاءص ٤-١٥٣ ج ٣ )

" و تعصبّات جاهليه ملل ومذاهب را ازاله نمايند ".
(مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع ص ٢٧ ج ٥ )

" من شمارا نصيحت مينمايم تا توانيد در خير عموم کوشيد و محبت و الفت در کمال خلوص بجميع افراد بشر نمائيد تعصّب جنسی و وطنی و دينی و مذهبی و سياسی و تجاری و صناعی و زراعی جيمع را از ميان برداريد تاآزاد از جميع جهات باشيد و مُشيّد بنيان وحدت عالَم انسان . جميع اقاليم اقليم واحد است وتمام ملل سلاله ابوالبشر . اين تنازع بقا در بين گرگان درنده سبب اين نزاع وحال آنکه عرصه ز‌مين وسيع است وخوان نعمت پروردگار ممدود د رجميع اقاليم و عَلَيْکُمُ الْبَهَاءُ الْاَبهی ع ع "
(مکاتيب حضرت عبدالبهاءج ٧ ص ٢٤٩ )

" در پيش خدا سفيد و سياه نيست جميع رنگها رنگ واحد است و آن رنگ عبوديّت الهی است . بو و رنگ حکمی ندارد . قلب حُکم دارد. اگر قلب پاک است ،سفيد يا سياه ، هيچ لونی ضرر نرساند. خدا نظر بالوان ننمايد . نظر بقلوب نمايد. هر کس قلبش پاکتر بهتر. هر کس اخلاقش نيکوتر خوشتر . هرکس توجّهش بملکوت ابهی بيشتر پيشتر . الوان در عالَم وجود هيچ حُکْمی ندارد.
ظهور عدل الهی (ص ٩-٧٨ )

" بجان و دل بکوشيد تا ميان سياه و سفيد الفت اندازيد و وحدت بهائی را اثبات کنيد که ابداًالوان حکمی ندارد بلکه قلوب حُکم دارد. الحمدللّه قلوب احبّا متّحد و متّفق است ولو يکی شرقی ويکی غربی يکی جنوبی يکی شمالی يکی آلمانی و يکی فرانسوی يکی ژاپانی يکی آمريکائی يکی ابيض يکی اسود يکی احمر يکی اصفر يکی اسمر، اختلاف الوان و اختلاف اوطان و اختلاف اجناس در امر بهائی حُکمی ندارد بلکه وحدت بهائی بر کلّ غالب جميع اين اوهامات را زائل مينمايد"
(منتخباتی از مکاتيب حضرت عبدالبهاءص ١١٠-١٠٩ ج ١ )

" تعصّب دينی و تعصّب جنسی و تعصّب سياسی وتعصّب اقتصادی و تعصّب وطنی هادم بنيان انسانيست . تا اين تعصبّها موجود عالم انسانی راحت ننمايد. ششهزار سال است که تارييخ ،از عالَم انسانی خبر ميدهد در ارين مدّت ششهزار سال عالَم انسانی از حرب و ضرب و قتل و خونخواری فارغ نشد در هر زمانی د راقليمی جنگ بود و اين جنگ يا منبعث از تعصّب دينی بود و يا منبعث از تعصّب جنسی و يا منبعث از تعصّب سياسی و يا منبعث از تعصّب وطنی پس ثابت و محقّق گشت که جميع تعصبّات هادم بنيان انسانيست و تا اين تعصبّات موجود منازعه بقا مستولی و خونخواری و درندگی مستمر پس عالَم انسانی از ظلمات طبيعت جز بترک تعصّب و اخلاق ملکوتی نجات نيابد و روشن نگردد ".
(منتخباتی از مکاتيب حضرت عبدالبهاء ص ٩-٢٨٨ ج ١ )

" اين اختلاف صُوَر و الوان که در عالَم خلقت مشهود و بين کافّه‌ممکنات موجود و محسوس مبتنی بر حکمت الهی و مشيّت بالغه سبحانی است "
(ظهور عدل الهی - ترجمه مصوّب ص ٨٠ )

" اين تنوّع در جامعه انسانی بايد موجب محبّت ويگانگی و مايه اتّفاق و يکرنگی گردد بمثابه موسيقی که چون الحان مختلفه ترکيب يابد و اصواتِ متنوّعه مقترن و موزون شود نغمه بديع فراهم آيد و آهنگ دلپذير آذان را متلذّذ و محظوظ نمايد " (ظهور عدل الهی - ترجمه مصوّب ص ٨٠)

حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :
انسلاخ از تعصبّات جنسيّه که هادم بنيان انسانی است بهر صورت و نوع بايد شعار جامعه بهائی و محور آراء و مجهودات ياران معنوی قرار گيرد"
(ص ٧٥ ظهور عدل الهی - دراين کتاب مبارک فصلی تخصيص باين موضوع مهمّ دارد و حضرت وليّ امراللّه تعليمات بسيار مؤکّدی در اين باره ميفرمايند ) .

_________________
جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
adib_taghva
عضو سایت
عضو سایت


عضو شده در: 22 خرداد 1386
پست: 41

تشکر: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

iran.gif


امتیاز: 56
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 تیر 1386 - 23:44    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بياناتي راجع به "نهی از دروغگوئی "



حضرت بهاءاللّه ميفرمايند :

" زبان گواه راستی من است او را بدروغ ميالائيد ".
(ص ٢٦٥ مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه )

" لسان مشرق انوار صدق است او را مطلع کلمات کذب منمائيد ".
(امر و خلق ص ١٤٧ ج ٣ )

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند:

" بدترين اخلاق و مبغوض ترين صفات که اساس جميع شرور است دروغ است . از اين بدتر و مذموم تر صفتی در وجود تصور نگردد. هادم جميع کمالات انسانی است و سبب رذائل نامتناهی . از اين صفت بدتر صفتی نيست . اساس جميع قبائح است "
(مفاوضات مبارکه قطعه ٥٧- ذيل عنوان اخلاق متفاوته نوع انسان )

" جميع معاصی بيکطرف و کذب بيکطرف بلکه سيّئات کذب افزون تر است و ضرّش بيشتر . راست گو و کفر بگو بهتر ازآنستکه کلمه ايمان بر زبان رانی و دروغ گوئی . اين بيان بجهت نصيحت مَن فی العالَم است "
(مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع ص ١٦٩ ج ٥ )

حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :

" البتّه بهيچ وجهِ مِن الوجوه تصديق طبّی که مخالف صدق و حقيقت باشد احدی از مؤمنين نبايد بگيرند ".
(منتخبات توقيعات مبارک ص ٢٠٩ )

و در هيمن توقيع منيع مبارک ميفرمايند:

" صراحت و صداقت مرجّح بر جميع امور و از شِيَم و صفاتِ ممدوحه محبوبه مقدّسه اهل بها محسوب و مَابِهِ الْاِمْتِيَاز جمع اهل بهاء از ساير طوائف و اديان و اقوام در آن اقليم است . مراعات اين مبدأ قويم و عدم انحراف از اين صراط مستقيم چه در اظهار عقيده و چه در موارد دخول کتب امريّه و يا دخول در سلک نظام و يا تحصيل اجازه از برای زيارت مقامات مقدّسه اوّل فريضيه مؤمنين و مؤمنات است ".
(منتخبات توقيعات مبارک ص ٢٠٩ )

" درباره اينکه آيا صلاح است بخاطر نجات کسی بغير حقيقت سخنی گفته شود حضرت وليّ امراللّه عقيده دارند ما بهيچ وجه نبايد بر خلاف حقيقت صحبتی بکنيم امّا در عين حال بايد سعی کنيم از راه موجّه تری بآن شخص کمک نمائيم ".
(نمونه حيات بهائی - ترجمه مصوّب ص ٩ )

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
adib_taghva
عضو سایت
عضو سایت


عضو شده در: 22 خرداد 1386
پست: 41

تشکر: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

iran.gif


امتیاز: 56
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 7 تیر 1386 - 00:04    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بياناتي راجع به" جوانان "


حضرت بهاءاللّه ميفرمايند :
" جهد نما که در جوانی باخلاق رحمانی و انوار بهائی فائز و منير شوی " ٠
(آثار قلم اعلی ص ١٨ ج ٦ )

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
" ای جوانان قرن يزدان شما بايد در اين عصر ِجديد قرنِ رَبِّ مجيد چنان منجذب جمال مبارک گرديد و مفتون دلبر آفاق شويد که مصداق اين شعر گرديد ای عشق منم از تو سرگشته و سودائی اندر همه عالم مشهور بشيدائی ای عزيزان عبدالبهاء ايّام زندگی را فصل ربيع است و جلوه بديع و سنّ جوانی را توانائی است و ايّام شباب بهترين اوقات انسانی . لهذا بايد بقوّنی رحمانی و نيّتی نورانی و تأييدی آسمانی و توفيقی ربّانی شب و روز بکوشيد تا زينت عالَم انسانی گرديد و سرحلقه اهل عشق و دانائی و به تنزيه و تقديس و علوّ مقاصد و بلندی همّت و عزم شديد و علويّت فطرت و سموّ همّت و مقاصد بلند و خُلق رحمانی در بين خلق مبعوث گرديد و سبب عزّت امراللّه شويد ، مظهر موهبت اللّه گرديد و بموجب وصايا و نصايح جمال مبارک روحی لِاَحِبّائِهِ الْفَداء روش و حرکت جوئيد و بخصائص اخلاق بهائی ممتاز از ساير احزاب شويد . عبدالبهاء منتظر آنست که هر يک بيشه کمالات را شير ژيان شويد و صحرای فضائل را نافه مشکبار باشيد وَ عَلَيْکُمْ الْبَهَاءُ الْاَبْهَی ع ع " ٠
(اخلاق بهائی ص ٢٣٧ )

هواللّه
ای جوانان روحانی هر جوانی از اهل اين خاکدان در فکر اينجهان و منهمک در شهوات عالَم حيوان انديشه‌اش آب و علف و پيشه اش آرزوی درّ و صدف حتّی پست ترين حطام و خزف . ولی عاقبت منتجّ حسرت و اسف . گويند سبکتکين در نهايت حشمت و تمکين بود . سرائی چون بهشت برين و مقصوراتی دلنشين و خوانی رنگين و زندگانی شهد و شيرين و خزائنی معمور و ثروتی موفور داشت . در نهايت وجد و سرور بغتتاً بمرض دقّ ( * ) گرفتار گشت و مانند شمع ميگداخت و بمزامير حسرت نغمه متحسّرانه مينواخت و چون از حيات مأيوس شد سه روز قبل از موت در قصر سلطنت از غلامان زرّين کمر صفی بياراست و از دوشيزگان حرم انجمنی جمع نمود و نفايس و جواهر و زواهر را در پيش چشم حاضر نمود و خزائن اندوخته را در طرفی مهيّا کرد و وزراء نامدار را در پيشگاه احضار نمود و سپاه انبوهی در ميدان لشکر در پيشگاه قصر سلطنت بمشق فتح و ظفر امر فرمود و خود نظر بهر طرف منعطف مينمود ميگريست و ميگفت که چگونه از اين سلطنت و نعمت محروم گردم و از زندگانی مأيوس شوم و شما را بگذارم و با دست تهی از اين جهان بجهان ديگر شتابم . گريست گريست تا نفس اخير کشيد . ملاحظه نمائيد که به چه حسرتی از اين جهان رفت . پس واضح شد که عاقبت اهل ثروت حسرت اندر حسرت است مگر توانگری که در امور خيريّه گنج از آستين بيفشاند و در امور مبروره ثروت خويش را مبذول دارد . آن نفوس مبارکه چون کواکب لامعه از افق عزّت ابديّه بدرخشند . حال شما ای جوانان نازنين الحمدللّه بجهت اتمام مشرق الاذکار مافوق قدرت بذل درهم و دينار نموديد و مقصدی جز رضای پروردگار نداريد و در دو جهان کامرانيد و در بين انجمنِ عالَم نام داريد . از الطاف جمال مبارک اميدواريم که تأييدات غيبيّه آشکار گردد و سعادت دو جهان حصول پذيرد ..." .
(مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع ص ٥ - ٢٤٤ ج ٥ )
( * ) مرض دِقّ بيماری لاغر کننده و از بين برنده از جمله بيماری سل بوده است .

" بايد جوانان مانند سو روان ، در خيابان تحصيل بکوشند تا در اندک زمانی موفقّ به تبليغ گردند زيرا مبلّغ کميابست و طالبان و مستعدّان بسيار . تشنگان مانند افواج ولی هادی منهاج قليل . مبلّغين قديم صعود نمودند و مبلّغين جديد از قرار معلوم نفوس معدودند . در هر شهری بايد محفل درس تبليغ تأسيس شود و تحصيل مسائل لازمه و معانی لامعه و اطّلاع بر حُجَجْ و براهين منطوقه گردد ..." .
( مائده آسمانی ط اوّل ص ١٣٠ ج ٩ )

" اصاغر بايد رعايت و احترام اکابر کنند و اکابر بايد مهربانی در حقّ اصاغر نمايند . جوانان بايد خدمت پيران نمايند و پيران بايد محافظت و رعايت جوانان کنند . اين حقوق متبادله است " ٠
(امر و خلق ص ٦٨ ج ٣ )

حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :
" اليوم يوم نهضت و قيام عاشقانه جوانان است که با همّتی زائد الوصف امواج دريای مادّه پرستی را درهم شکنند و بحر تمدّن و معانی را از طوفان افکار سخيف و پست اجتماعی محفوظ و مصون دارند و با انوار ديانت جامعه بشری را بشاهراه فلاح و رستگاری هدايت کنند جوانان بايد در راه خدمت بعالَم امر عاشقانه جانبازی کنند و برای نجات بشر از گرداب جهل و گمراهی ، با معارف و اوامر الهی چنان مجهّز گردند که عَلَم يا بهاء الابهی را بر فراز اين توده غبرا باهتزاز آورند " ٠
(اخلاق بهائی ترجمه از توقيع مبارک خطاب باحبّای انگلستان - ص ٢٣٩ )

" هيچ امری نميتواند مانند شرکت مداوم و مؤثّر و خردمندانه جوانان بهائی از هر طبقه و ملّت و قوم و عشيره ، در دايره خدمات تبليغی همچنين مجهودات اداری ، روح جوان و نيروی فعّاله ای را که مُمِدّ حيات و محرّک تأسيسات امر نوزاد الهی است ، در انظار ناس در هر دو قاره مشهود و جلوه گر سازد " .
(ظهور عدل الهی - ترجمه مصوب ص ١٤٥ )

" شرط ثانی يعنی عفّت و عصمت بنحو مستقيم و اخصّ مربوط بجوانان بهائی است ..."
( ظهور عدل الهی - ترجمه مصوب ص ٤٩ )

" جوانان بهائی مخصوصاً بايستی هميشه کوشا باشند که سرمشق و نمونه حيات بهائی باشند . جهان اطراف ما را فساد اخلاق اغتشاش و عدم عفّت ، هرزگی و بدرفتاری پُر کرده است . جوانان بهائی ميبايست دشمن اين مفاسد باشند و با پاکی و پاکدامنی ، صداقت ، نجابت ، تحمّل و رفتارنيک خويش ، ديگران را از پير و جوان بامر الهی جلب نمايند . جهان از حرف خسته شده و تشنه عمل است و جوانان بهائی بايد جوابگوی اين انتظار باشند " .
( نمونه حيات بهائی -ترجمه مصوّب ص ٣٣ )

_________________
جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
adib_taghva
عضو سایت
عضو سایت


عضو شده در: 22 خرداد 1386
پست: 41

تشکر: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

iran.gif


امتیاز: 56
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 29 تیر 1386 - 15:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بیاناتی راجع به " صبر در بلاو رضا بقضا "



حضرت بهاءاللّه در کلمات مکنونه ميفرمايند :
" يَا ابْنِ الْاِنسَانِ لِکُلِّ شَيءٍ عَلَامَة و عَلَامَةُ الْحُبِّ الصّبْرُ فِي قَضَائِي وَ الْاِصْطِبَارُ فِي بَلَائي "
( قطعه ٤٨ )

" وَ اِنْ مَسَّتْکَ الْبَأسَاءٌ فِي سَبِيْلِي اَنِ اَصْطَبِرْ وَ لَا تَجْزَعْ وَ اِنَّهُ يَکْفِيْکَ بِالْحَقِ وَ يَرْفَعَکَ اِلَی مَقَامٍ قَدْ کَانَ بِالْحَقِّ مَحْمُوْداً وَ اِنْ وَجَدْتَ نَفْسَکَ فَريْداً لا تَحْزُنُ ثُمَّ آنِس بِنَفْسی وَ اِنّا نُکوْنُ مَغَکَ فِي کُلِّ الْاَحْيَانِ " ٠
( لوح الرّوح - ص ٧ - ١٣٦ ج ٤ آثار قلم اعلی)

" فَطُوْبَی لِلْصّابِريْنَ الَّذِيْنَ يَصْبِرُوْنَ فِی الْبَأسَاء وَ الضَّرَّاءِ وَ لَنْ يَجْزَعُوْا مِنْ شَيءٍ وَ کَانُوْا عَلَی مَنَاهِجِ
الصّبْرِ لَمِنَ السّالِکِيْنَ " .
( سوره ملوک ص ٢٨ الواح نازله خطاب بملوک و رؤسای ارض )

" اِنَّ الّذِيْنَ حَمَلُوْا الشّدَائِدَ فِي سَبِيْلِ اللّهِ اُوْلَئِکَ قُدِّرَ لَهُمْ مَقَامٌ کَرَيْمٌ . طُوْبَی لِمَنْ صَبَرَ ابْتِغَاءَ مَرَضَاتِ اللّهِ . اِنّا نَذْکُرُهُ بِالحَقِّ وَ يَذْکُرُهُ الْمَلاَءُ الْاَعْلَی اِنَّهُ لَهُوَ الْعَلِيْمُ الْخَبِيْرُ " .
( ص ١٠٥ دريای دانش )

" نَعِيْمٌ لِمَنْ رَضِيَ بِرِضَاءِ رَبِّهِ " ٠
( سورة الاصحاب - ص ١١ ج ٤ آثار قلم اعلی )

" اين مظلوم اهل عالَم را وصيّت مينمايد به بردباری و نيکوکاری . اين دو، دو سِراجند از برای ظلمت عالَم و دو معلّمند از برای دانائی امم . طوبی لِمَنْ فَازَ وَ وَيْل لِلْغَافِلِيْنَ "
( در طراز دوم از لوح مبارک طرازات ص ١٨ مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی )

" محزون مباش از آنچه وارد شده بصبر تمسّک نما . از برای صبر اجريست جزيل عِنْدَاللّهِ رَبِّ الْعَالَمِيْنَ " ٠
(آثار قلم اعلی ص ٢١٣ ج ٥ )

" اوّل وادی طلب است مرکب اين وادی صبر است و مسافر در اين سفر بی صبر بجائی نرسد و بمقصود واصل نشود ..."
( لوح مبارک هفت وادی -آثار قلم اعلی ص ٩٦ ج ٣ )

" لَعَمْرْاللّهِ اين حزب از صبر و سکون و تسليم و رضا مظاهر عدل شده اند و در اصطبار بمقامی رسيده اند که کُشته شده اند و نکُشته اند مع آنکه بر مظلومهای ارض وارد شد آنچه که تاريخ عالَم شِبه آن را ذکر ننموده و چشم اُمم مثلش را نديده " .
( لوح مبارک خطاب به شيخ محمّد تقی نجفی ص ٥٥ط ١١٩بديع )

" لَعَمْرِي يک کلمه رضا از برای هر مقبلی بهتر است از آنچه در ارض مشهود و مستور است " ٠
(آثار قلم اعلی ص ٨٩ ج ٥ )

" قضای الهی اگر چه مبرم است و در ظاهر بغير رضای عباد ، ولکن فی الحقيقه عندَ صاحبان بصر از جان محبوب تر . مقصود حقّ از آفرينش جود و کرم بوده البتّه خير کلّ را خواسته آنچه وارد شود از بأساء و ضرّاء و يا شدّت و رخاء جميع بمقتضيات حکمت بالغه بوده " ٠
( ثار قلم اعلی ص ٢٧٠ ج ٧ آ)

" در هيچ وقت و احيان از نزول بلايا و محن محزون نبايد بود و از ظهورات قضايا و رزايا مهموم و مغموم نشايد شد بلکه بعُروة الوُثقای صبر بايد تمسّک جست و بحبل محکم اصطبار تشبّث نمود زيرا اجر و ثواب هر حسنه ای را پروردگار باندازه و حساب قرار فرموده مگر صبر را که ميفرمايد اِنَّمَا يُوَفّی الصَّابُرُونَ اَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ ( * ) " ٠
( ص ٣٤٤ مجموعه الواح مبارکه حضرت بهاءاللّه ( * ) آيه ١٠ سوره زُمَر )

" نيکوست حال نفْسی که بِمَا وَرَدَ عَلَيْهِ راضی و شاکر باشد چه که وارد نميشود بر نفسی مِنْ عِنْدِاللّه اِلّا آنچه از برای آن نفس بهتر است از آنچه خلق شده ما بين سموات و ارض و چون ناس باين سر و سرّ آن آگاه نيستند لذا در موارد بلايا خود را محزون مشاهده مينمايند لَمْ يَزَل و لايزال بر مقرّ اطمينان ساکن باشيد و از اثمار عرفان مرزوق و اِنَّهُ لَهُوَ خَيْرُ الرّازِقِيْنَ و خَيْرُ الْحَافِظِيْنَ وَ الرُّوْحُ وَ الْبَهَاءُ عَلَيْکَ وَ عَلَی مَنْ مَعَکَ وَ عَلَی کُلِّ عَبْدٍ مُنْيْبٍ " ٠
( مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع ص ٤٣ ج 4)

" ظالمان را بخدا واگذارند و در شدائد صابر باشند اين است حقّ و شأن اهل حقّ و مَا بَعْدَ الْحَقِّ الّا الضلال "
( امر و خلق ص ٢٢٧ ج ٣ )

- " ای سلمان در هر امور اقتدا بحقّ کن و بقضايای الهی راضی باش "
( مطلع لوح سلمان - مجموعه الواح مبارکه حضرت بهاءاللّه ص ١٢٤ )

- " اگر ظالمی بر شما تعرّض نمايد بحبل صبر تمسّک نمائيد اگراذيّت کند از او بگذريد " ٠
( امر و خلق ص ٢٢٨ ج ٣ )

" ای عباد اگر در اين ايّامِ مشهود و عالَم موجود فی الجمله بر خلاف رضاء از جبروت قضاء واقع شود دلتنگ مشويد که ايّام خوش رحمانی آيد و عالمهای قدس روحانی جلوه نمايد و شما را در جميع آن ايّام و عوالم قسمتی مقدّر و عيشی معيّن و رزقی مقرّر است البتّه بجميع آنها رسيده فائز گرديد "
( لوح احمد - از نسخه خطّ جناب زين المقرّبين )

_________________
جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
adib_taghva
عضو سایت
عضو سایت


عضو شده در: 22 خرداد 1386
پست: 41

تشکر: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

iran.gif


امتیاز: 56
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 - 18:28    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بیاناتی راجع به " خطا پوشی و ستّاريّت "


حضرت بهاءاللّه در سورة البيان ميفرمايند :
" يَا حبّذَا لِمُحْسِنٍ لَنْ يَسْتَهْزِءَ بِمَنْ عَصَی وَ يَسْتُرُ مَا شَهِدَ مِنْهُ لِيَسْتُرَ اللّهُ عَلَيْهِ جَرِيْرَاتِهِ وَ اِنَّهُ هُوَ خَيْرُ السّاتِرِيْنَ . کُوْنُوْا يَا قَومُ سَتّاراً فِی الْاَرْضِ وَ غَفَّاراً فِی الْبِلاَدِ لِيَغْفِرَکُمُ اللّهُ بِفَضْلِهِ ثُمَّ اصْفَحُوْا لِيَصْفَحَ اللّهُ عَنْکُمْ وَ يُلْبِسَکُمْ بُرْدَ الْجَمِيْلِ "
( آثار قلم اعلی ج ٤ ص ١١٥)

" اِنِ اطّلَعْتُم عَلَی خَطِيْئَةٍ اَنِ اسْتُرُوْها لِيَسْتُرَ اللّهُ عَنْکُمْ اِنَّهُ لَهُوَ السّتّارُ ذُو الْفَضْلِ العَظِيْمِ "
(الواح نازله خطاب بملوک ص ١١٢ لوح ناپلئون سوم - )

" ستّاريّت حقّ بشأنی غلبه نموده که اگر صد هزار بار از نفسی خطا مشاهده شود ابداً ذکرش از قلم امر جاری نه بلکه عفو فرموده مگر نفوسی که اعراض از حقّ نموده اند "
(امر و خلق ج ٣ ص ١٨٠ )

" بسا از نفوس که ارتکاب نمودند آنچه را که منهيّ بوده و مع علم به آن از حقّ جَلّ فَضْلُهُ اظهار عنايت و مکرمت بر حسب ظاهر مشاهده نموده اند اين فقره را حمل بر عدم احاطه علميّه کرده اند غافل از آنکه اسم ستّارم هتک استار را دوست نداشته و رحمت سابقه حُجُبَات خلق را نديده . ای علی اسم غفارم سبب تعويق عقاب بوده و اسم وهّابم علّت تأخير عذاب "
(امر و خلق ج ٣ ص ١ - ١٨٠ )

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
" نظر بقصور در حقّ يکديگر ننمائيد . اگر نفسی تقصيری نسبت بديگری نمايد ديده ، خطاپوش باشد و قصور مقصّر را در حقّ خويش بدامن عفو ستر نمايد و در مقابل آن قصور نهايت محبّت و مهربانی مجری دارد تا مقصّر خجل و شرمسار نشود "
( مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع ج ٢ ص ٩٨ )


" اگر چنانچه از بعضی دوستان قصوری صادر گردد ديگران بايد بذيل ستر بپوشند و در اِکمال نواقص او بکوشند نه اينکه از او عيبجوئی نمايند و در حقّ او ذلّت و خواری پسندند نظر خطا پوش سبب بصيرت است و انسان پُر هوش ستّار ( * ) هر بنده پُر معصيت . پرده دری شأن وحوش است نه انسان پُر دانش و هوش "
( ص ١٣٨ ج ٩ مائده آسمانی ط اوّل و با چند تفاوت از جمله (*)" ستّارِ عيوب " در ص ١٨٤ ج ٣ امر و خلق )

" سؤال فرموده بوديد که اگر قصوری سرّی از نفسی صادر و شخصی ديگر تشهير دهد چگونه است . البتّه بقدر امکان بايد ستر نمايد و بچشم خطا پوش بپوشد و نصيحت نمايد اِنَّ اللّهَ سَتّار لِعُيُوبِ عِبَادِهِ "
(امر و خلق ج ٣ ص ١٨٥ )

" بقصور کس نظر ننمائيد جميع را بنظر عفو ببينيد زيرا چشم خطا بين نظر بخطا کند امّا نظر خطا پوش بخالق نفوس بنگرد "
( بدئع الآثار ج ١ص ٧٢ )

" ستّاری در اموريست که ضرّش بنفس فاعل عائد نه بدولت و ملّت و جمعيّت بشريّه و نوع انسانی راجع مثلاً اگر شخصی ارتکاب فِسقی نمايد يا آنکه عمل قبيحی از او صادر شود که ضرر راجع به نفْس آن شخص است مثل آنکه تعاطی شُرب کند يا مرتکب فحشاء گردد در اين مقام ستّاری مقبول و خطا پوشی محمود . امّا اگر نفْسی دزدی نمايد ، مال ديگری بربايد در اين مقام ستر ، ظلم بر صاحب مال است . هر چند در حقّ سارق ستّاری عنايت است ولی در حقّ آن بيچاره مظلوم که اموالش منهوب گرديده عين تعدّی و ظلم است . اين ميزان است که بيان شد و باوجود اين نبايد پاپی ظهور نقائص ناس شد . تحرّی لازم امّا باندازه نه اينکه نفْسی شغل و عمل خويش را اين قرار بدهد که فلان شخص ظلمی نمود و فلان کس تعدّی کرد و از مأمورين چه
خيانتی ظاهر شده ، اوقات خويش را حصر در اين نمايد . اين نيز غير مقبول "
( امر و خلق ج ٣ ص ٧ - ١٨٦ )

حضرت وليّ امر اللّه ميفرمايند :
" هر چه صبر و شکيبائی و تفاهم محبّت آميز ياران نسبت بيکديگر و اغماض نواقص بيشتر باشد ترقّی جامعه بهائی بطور کلّی افزون تر خواهد گشت "
(نمونه حيات بهائی ص ٢١ - ترجمه مصوّب )

_________________
جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه قبلی  1, 2
صفحه 2 از 2


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما میتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.saqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.