مبارزه با نو انديشی
حوريوش رحمانی
آئين بهائی آئينی است با ديدگاهی جديد مبتنی بر صلح، محبّت و اتحاد نوع بشر که بر ارزش های والای انسانی تأکيدی خاص دارد. کسب کمالات انسانی اولين هدف زندگی فردی است بطوريکه هر فرد بهائی از آغاز کودکی خود را ملزم به تلاش در جهت اتصاف به صفات عالی اخلاقی میداند. اين گرايش به کسب کمالات معنوی، در طول يک قرن و نيم اخير، عليرغم همۀ مصائبی که بر پيروان اين آئين در ايران وارد آمده، باعث پيدايش جامعهای ممتاز که در پاکی، صداقت، امانت، محبت و صلح دوستی زبانزد خاص و عام میباشد گرديده است.
آئين بهائی بر وحدت اديان بزرگ جهان تأکيد دارد باين معنا که هر يک از اديان نمايانگر مرحله ای از تکامل روحانی و معنوی انسان میباشد و در واقع فقط يک دين الهی وجود دارد که در طول تاريخ بر حسب نيازهای زمانی و مکانی جوامع تکامل پيدا کرده است. اينکه مراحل مختلف اين تکامل با نامهای گوناگونی مشخص میگردند نميتواند دليلی بر اختلاف و جدائی اين اديان از يکديگر باشد. همه جنبههای زندگی انسان در طول تاريخ تغيير میکند، حتی حقايق علمی با وسعت يافتن بينش بشری، دستخوش تغيير و تحوّل میشوند، چگونه ممکن است دين که خود يکی از جنبه های اساسی حيات بشری است ايستا و غيرپويا باقی بماند. اعتقاد به غيرقابل تغييربودن دين پيروان اديان مختلف را به تحجّر فکری کشانده و موجب بروز مشکلات فراوانی برای جامعۀ بشری گرديده است. اين تحجرّ فکری در نهايت، بصورت تعصبی کورکورانه در می آيد که با شدت و بدون منطق در مقابل هر انديشه نو و سازنده ای به مبارزه برمی خيزد.
مقاومت در مقابل انديشههای نو و سازنده را، چه در زمينه دين و چه در قلمرو علم، بشريت در طول تاريخ بارها و بطور مکرر تجربه نموده است. اين مقاومت ها پیآمدهای اسف انگيز و غيرقابل جبرانی برای جامعۀ بشری داشته است. در واقع هر يک از اديان بزرگ جهان در ابتدای پيدايش خود با مقاومت شديدی از ناحيه سنت گرايان قشری و کسانی که تاب تحمّل افکار نو را نداشته اند روبرو گشته و در اکثر موارد اين مقاومت ها به مبارزات خونين منتهی گرديده است. تاريخ اديان بزرگ جهان خود آئينه تمام نمائی از اين مبارزات می باشد که بارز ترين نمونه آن به صليب زدن حضرت مسيح است. نوانديشی و نو آوری در علم نيز در جامعه متحجّر اروپا در قرون وسطی با مقاومت شديدی روبرو بود که شاهد آن مبارزات اصحاب کليسا با دانشمندانی چون گاليله است. البته به شهادت تاريخ هيچيک از اين مبارزات موجب محو شدن آن افکار نو و سازنده نشد و در نهايت تمدّن بشری بمدد آن انديشه ها به پيشرقت خود ادامه داد.
آئين بهائی که در نيمه قرن نوزدهم در ايران ظاهر گرديده پيام آور انديشه ای نو و ديدگاهی جديدی است که با نيازها و مقتضيات جهان امروزکاملاً تطبيق دارد و در واقع پاسخی است خردمندانه در مقابل مشکلات امروزی جامعه بشری. طبعاً ظهور يک چنين انديشه نوينی در ايران قرن نوزدهم که جولانگاه تحجرّ فکری، خرافات و تعصّبات مذهبی بود موجب جبهه گيری شديد روحانيون قشری و عناصر مرتجع و کهنه پرست گرديد بطوريکه تمام قوای خود را در راه مبارزه با اين جنبش پيشرو تجهيز نمودند. باين ترتيب از بدو پيدايش اين جنبش، متعصبين مذهبی که تاب تحمل هيچگونه دگرانديشی را نداشتند و در جامعه ايران از قدرت و نفوذ فراوانی برخوردار بودند، با تمام قوا به مخالفت با آن برخاستند و با تحريک مردم، باشدت و حدّت هر چه تمام تر به کشتار و قلع و قمع پيروان بی دفاع اين آئين پرداختند و در اين مورد چنان وحشی گری و شقاوتی از خود نشان دادند که حيرت و تأثر هر ناظری را برانگختند و موجب پائين آمدن شأن دولت و ملت ايران در جوامع متمدن جهان گرديدند. مخالفين مرتجع اين آئين که گرايش روشنفکرانه و تعاليم مترقی آن را مخالف مقاصد جاه طلبانه و منافع دنيوی خود می ديدند حتی به اين کشتار و خشونت نيز بسنده نکرده چون خود را در مقام استدلال و بحث منطقی با پيروان اين آئين عاجز ديدند به دروغ و افتراء روی آوردند و به منظور مخدوش ساختن اذهان عمومی، در سطح وسيعی شروع به جعل اکاذيب و نشر کتب و مقالات افتراءآميز در رد اين آئين نمودند، شيوه ای که هنوز هم مورد تمسک جانشينان آنان قرار دارد.
يکی از ترفندهائی که مخالفين اين جنبش همواره بکار برده اند اين بوده که جهت بهره گيری بيشتر از نشر اين تهمت ها و برانگيختن هر چه بيشتر حسّ دشمنی مردم عادی، سعی نموده اند اين آئين را در هر زمان به سياستی که در جامعۀ ايرانی مورد نفرت بيشتری بوده است نسبت دهند. از اينرو ملاحظه می شود که گاهی روس را در اين امر مؤثر دانسته و زمانی انگليس را و درطی سه دهه اخير که سياست آمريکا و اسرائيل مورد نفرت واقع گرديده کوشيده اند آن را به آمريکا و صهيونيسم نيز نسبت دهند، حال آنکه يک ناظر بی طرف بشدت دچار شگفتی می شود که چگونه ممکن است اين سياست های مختلف که هر يک نقطه نظرهای جداگانه و منافع متفاوتی دارند و حتی در بسياری موارد، ديدگاههايشان مخالف و معارض يکديگر است و منافعشان بشدت با هم در اصطکاک قرار می گيرد بالاتفاق در ايجاد يک جنبش مداخله داشته باشند؟
باين ترتيب بر طبق اين روال می توان انتظار داشت که اگر مثلاً در آينده سياست هر کشور ديگری مورد خشم مردم ايران قرار بگيرد، لابد اين حضرات آئين بهائی را دست پرورده آن کشورها خواهند دانست و با مغلطه و تحريف وقايع تاريخی، سعی خواهند نمود که اين آئين را به آن سياست ها نسبت دهند! جالب آنکه چند سال پيش شخصی از همفکران همين عناصر متعصّب با نوشتن مقاله ای در يکی از نشريات فارسی زبان برون مرزی کوشيده بود ديانت بهائی را ساخته و پرداخته ملاّيان و روحانيون شيعه معرفی نمايد و باين طريق حس بدبينی ايرانيان خارج از کشور را که دل خوشی از طبقه روحانيون ندارند نسبت به بهائيان بر انگيزد! واقعاً شگفتا که چگونه تعصبات کورکورانه را با منطق و خرد سر سازگاری نيست.
خوشبختانه امروزه با پيشرفت تکنولوژی، بشريت در آستانه يک انقلاب عظيم اطلاعاتی قرار گرفته و ظهور اينترنت در واقع موجب شکوفائی و گسترش اطلاعات در جهان گرديده است. در يک چنين زمانی ديگر برای هيچ جنبش، گروه، حزب يا سازمانی امکان ندارد که عقايد و فعاليت های خود را از انظار مخفی نگهدارد. همۀ سياست ها و وابستگی ها آشکار شده و می شود و مفتريان و دروغ پردازان نيز بيش از پيش در خسران و شرمساری قرار می گيرند.
از سوی ديگر بطوريکه ملاحظه می شود همان سياست های استعماری نيز بر طبق مقررات خود تقريباً هر بيست و پنج سال يکبار گزارش فعاليت های مخفی خود را منتشر می سازند و به قول معروف دست خود را رو میکنند و مثلاً اگر سالها پيش در کودتا و سرنگونی رژيمی در يک کشور دست داشته اند جزئيات کامل آن را افشاء میکنند. در چنين شرايطی اين سئوال مطرح می گردد که کی و کجا ملاحظه شده که دولت روس يا انگليس و يا آمريکا در مورد کمک به تشکيل اين آئين اظهاری نموده و يا سندی منتشر کرده باشند ؟
بهائيان ايران از هموطنان شريف خود صادقانه انتظار دارند که با انصاف و بی طرفی در تعاليم اين آئين که ذيلاً به اختصار ذکر می گردد تفکر و تعمق نمايند و بفرمايند که کدام يک از اين تعاليم و دستورات اخلاقی با نقطه نظرها و سياست های استعماری روس، انگليس، آمريکا، اسرائيل و يا هر دولت ديگری سرسازگاری دارد و به منافع اين کشورها کمک می نمايد،
- اساس همه اديان الهی يکی است
- وحدت عالم انسانی
- تحرّی حقيقت و ترک تقاليد
- دوری جستن از همه تعصّبات
- صلح عمومی
- تساوی حقوق زن و مرد
- تعديل معيشت همگانی و رفع مشکلات اقتصادی در جامعۀ بشری
- آموزش و پرورش همگانی
- دين بايد سبب الفت و محبت باشد
- دين بايد با علم و عقل هم آهنگ باشد
در اينجا لازم است توجه خوانندگان عزيز را به مطالعه کتب تاريخی که وقايع اين جنبش پيشرو را ثبت کرده اند و از جمله تاريخ شهدای يزد، کتابی که جمال زاده نويسنده بزرگ و فقيد ايران در کتاب" سر و ته يک کرباس" خود از آن ياد کرده، جلب نمائيم تا ملاحظه فرمايند که مبارزه با اين آئين و نشر اکاذيب در باره آن به چه کشتارها و فجايعی منتهی گرديده و چگونه جمعی مظلوم و بی دفاع که تنها جرمشان نوانديشی بوده است در معرض وحشيانه ترين حملات قرار گرفته اند بطوريکه حتی به کودکان بی گناه نيز رحم نکرده اند چنانچه در يزد در کشتار يک خانواده بهائی، آب جوش سماور را در دهان طفل شيرخواری گشودند و آن کودک معصوم را هلاک نمودند. جناياتی با چنين ابعادی از شرارت و توحّش که هر انسان آزاده ای را دچار تألمات شديد روحی می سازد در تاريخ آئين بهائی کم نيست. البته کسانی که قلم بدست گرفته سعی می نمايند با تهمت و افتراء موجب برانگيختن حس دشمنی مردم نسبت به پيروان اين آئين گردند و يا آن دسته از مردمی که شاهد چنين ظلم و ستمی نسبت به يک اقلیّت مذهبی صلح دوست در درون جامعه خود بوده و در مقابل آن نه تنها سکوت نموده بلکه گهگاه سعی نمودهاند که بر اين آتش دامن بزنند خود در جهت همراهی با اين جنايات هولناک گام برمیدارند و در پيشگاه تاريخ و در محکمه وجدان بشری به يقين مسئول و محکوم خواهند بود. آری تاريخ ستمها و جنايات بزرگ را فراموش نخواهد نمود.
آيا وقت آن نرسيده که ايرانيان شريف و آزاده خود را از قيود افترائات و تبليغات منفی مرتجعين و کهنه پرستانی که در عمل ثابت گشته که چه بر سر ايران و ايرانی آورده اند خلاص کنند و بکوشند در هر مسئله ای، خود با بيطرفی کامل به تحقيق و مطالعه بپردازند و با توجّه به عدالت و انصاف نسبت به هر امری قضاوت نمايند؟