بیاناتی از آثار مبارکه بهائی درباره
"تساوی حقوق زن و مرد"
فهرست:
مطلب اوّل - در بيان اينکه يد عنايت نسوان را در اين دور بديع از حضيض ذلّت نجات داد .
مطلب دوم - در بيان اينکه مساوات حقوق بين ذکور و اناث مانع حرب و قتالست .
مطلب سوم - در بيان اينکه تا مساوات بين ذکور و اناث در حقوق حاصل نشود عالم انسانی ترقّيات خارق العاده ننمايد .
مطلب چهارم - ترقّی نسوان سبب اجرای امور بسياری است که حال از عهده بر نمی آيند.
مطلب پنجم- در بيان اينکه زن و مرد بايد بجان و دل خدمت يکديگر کنند و در اين قسمت هم مساوات داشته باشند .
مطلب ششم - در حدود تساوی حقوق بين رجال و نسوان .
مطلب هفتم - بيان مبارک در بارهء زنهای مشهور جهان .
اينک بشرح مطالب مزبوره پرداخته موفّقيّت جميع را از حقّ منيع سائل و آمليم .
مطلب اوّل - در بيان اينکه يد عنايت نسوان را در اين دور بديع از حضيض ذلّت نجات داد:
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند: " در اين دور بديع اماء رحمن بايد هر دم هزار شکرانه نمايند که يد عنايت نساء را از حضيض ذلّت نجات داد و باوج عزّت رجال رسانده. ملاحظه نمائيد که چه موهبتی است زيرا حزب نساء بدرجه ای در شرق ساقط بودند که در لسان عربی چون ذکر زن را ميخواستند اجلّک الله نسوان ميگفتند نظير آن اجلّک الله حمار ميگفتند و در لسان ترکی " حاشا حضوردن قاری در " و در لسان فارسی در ذکر زن "بلانسبت" ميگفتند و تعبير بضعيفه مينمودند. حال الحمد لله در ظلّ عنايت مبارک نساء در نهايت احترامند ..... "
اينک برخی از بيانات مبارکهء حضرت بهاءالله در بارهء مقام نسوان در امر مبارک بهائی:
حضرت بهاءالله ميفرمايد: " ..... امروز اوراق سدره بايد بکمال تقديس و تنزيه اماء ارض را بافق اعلی راه نمايند. امروز اماءالله از رجال محسوب طوبی لهنّ و نعيماً لهنّ .... "
و نيز می فرمايند : " امروز هر يک از اماء که بعرفان مقصود عالميان فائز شد او در کتاب الهی از رجال محسوب "
و نيز ميفرمايند : " .... ای کنيزان مردانه بر امر حقّ قيام نمائيد. بسی از نساء که اليوم عندالله از رجال مذکور و بعضی رجال که از نساء محسوب. چون نظر رحمت ستر فرموده لذا امتياز آن مستور انّ ربّک لهو السّتّار الغفور الرّحيم "
مطلب دوم - در بيان اينکه مساوات حقوق بين مرد و زن مانع حرب و قتال است:
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند: " ...... و همچنين وحدت نوع را اعلان نمود که نساء و رجال کلّ در حقوق مساوی بهيچوجه امتيازی در ميان نيست. زيرا جميع انسانند فقط احتياج بتربيت دارند اگر نساء مانند رجال تربيت شوند هيچ شبهه ای نيست که امتيازی نخواهد ماند. زيرا عالم انسانی مانند طيور محتاج بدو جناح است يک اناث و يکی ذکور مرغ با يک بال پرواز نتواند نقص يک بال سبب وبال بال ديگر است. عالم بشر عبارت از دو دست است چون دستی ناقص ماند دست کامل هم از وظيفهء خويش باز ماند. خدا جميع بشر را خلق کرده جميع را عقل و دانش عنايت فرموده و جميع را دو چشم و دو گوش داده دودست و دوپا عطا کرده در ميان امتيازی نگذارده است. لهذا چرا بايد نساء از رجال پست تر باشند؟ عدالت الهی قبول نميکند عدل الهی کلّ را مساوی خلق فرموده در نزد خدا ذکور و اناثی نيست هر کس قلبش پاک تر عملش بهتر در نزد خدا مقبول تر خواه زن باشد خواه مرد. چه بسيار زنان پيدا شده اند که فخر رجال بوده اند مثل حضرت مريم که فخر رجال بوده مريم مجدليّه غبطهء رجال بود مريم امّ يعقوب قدوه رجال بود آسيه دختر فرعون فخر رجال بود سارا زن ابراهيم فخر رجال بود و همچنين امثال آنها بسيار است. حضرت فاطمه شمع انجمن نساء بود حضرت قرّةالعين کوکب نورانی روشن بود. و در اين عصراليوم در ايران زنانی هستند که فخر رجالند عالمند شاعرند واقفند در نهايت شجاعت هستند. تربيت نساء اعظم و اهمّ از تربيت رجال است. زيرا اين دختران روزی مادران شوند و اطفال را مادر تربيت ميکند اوّل معلّم اطفال مادرانند. لهذا بايد در نهايت کمال و علم و فضل باشند تا بتوانند پسران را تربيت کنند و اگر مادران ناقص باشند اطفال نادان و جاهل گردند. همينطور حضرت بهاءالله وحدت تربيت را اعلان نموده که بجهت اتّحاد عالم انسانی لازم است که جميع بشر يک تربيت شوند رجالاً و نساءً دختر و پسر تربيت واحد گردند.
و چون تربيت در جميع مدارس يک نوع گردد ارتباط تامّ بين بشر حاصل شود. و چون نوع بشر يک نوع تعليم يابد وحدت رجال و نساء اعلان گردد بنيان جنگ و جدال بر افتد و بدون تحقّق اين مسائل ممکن نيست. زيرا اختلاف تربيت مورث (موجب ) جنگ و نزاع، مساوات حقوق بين ذکور و اناث مانع حرب و قتال است زيرا نسوان راضی بجنگ و جدال نشوند اين جوانان در نزد مادران خيلی عزيزند هرگز راضی نميشوند که آنها در ميدان قتال رفته و خون خود را بريزند. جوانی را که بيست سال مادر در نهايت زحمت
و مشقّت تربيت نموده، آيا راضی خواهد شد که در ميدان حرب پاره پاره گردد؟ هيچ مادری راضی ميشود ولو هر اوهامی بعنوان محبّت وطن و وحدت سياسی وحدت جنسی وحدت نژاد و وحدت مملکت اظهار دارند و بگويند که اين جوانان بايد بروند و برای اين اوهامات کشته شوند. لهذا وقتيکه اعلان مساوات بين زن و مرد شد يقين است که حرب از ميان بشر برداشته خواهد شد و هيچ اطفال انسانی را فدای اوهام نخواهند کرد ..... ".
مطلب سوم - در بيان اينکه تا مساوات تامّه بين مرد و زن در حقوق حاصل نشود عالم انسانی ترقّيات خارق العاده ننمايد:
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند: " تا مساوات تامّه بين ذکور و اناث در حقوق حاصل نشود عالم انسانی ترقّيات خارق العاده ننمايد. زنان يک رکن مهمّ از دو رکن عظيمند و اوّل مربّی و معلّم انسانی. زيرا معلّم اطفال خردسال مادرانند آنان تأسيس اخلاق کنند و اطفال را تربيت نمايند بعد در مدارس کبری تحصيل ميکنند. حالا اگر مربّی و معلّم ناقص باشد چگونه مربّی کامل گردد؟ پس ترقّی نساء سبب ترقّی مردان است. لهذا بايد نساء را تربيت کامل نمود تا بدرجه رجال رسند زنان هم همان تعليمات و امتيازات را بدست آرند تا همچنانکه در حيات مشترک با رجالند در کمالات عالم انسانی نيز مشترک شوند و البتّه اشتراک در کمال از نتائج تساوی در حقوق است. عالم انسانی را دو بال است يک بال ذکور و يک بال اناث بايد هر دو بال قوی باشد تا عالم انسانی پرواز کند. امّا تا يک بال قوی و يک بال ضعيف مرغ پرواز نکند حرکتش بطیء است. خداوند هر دو را بشر خلق کرده و در جميع قوی مشترک فرموده هيچ امتيازی نداده. چيزی که خداوند نداده، چگونه ما بدهيم؟ ما بايد تابع سياست الهی باشيم. از اين گذشته در عالم حيوان نيز ذکور و اناث است امّا هيچ امتيازی نيست در عالم نبات ذکور و اناث است و هيچ امتيازی نه با وجود آنکه از عقول محرومند قوّهء مميّزه ندارند. ما که بفيض عقل موفّقيم و قوّه مميّزه داريم، چگونه چنين چيزی را روا بداريم که مخالف عقل است؟ ...." انتهی
مطلب چهارم - ترقّی نسوان سبب اجرای امور بسياری است که حال از عهده بر نمی آيند.
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند:
هوالله " .... در عالم نساء هيجان عظيم است نهايت آمال و آرزو ترقّی است و خدمت بعالم انسانی شبهه ای نيست جمعيّت نساء در اين عصر ترقّی مينمايند و ميکوشند تا با رجال همعنان گردند اين نيّت بزرگی است. اگر جمعيّت نساء ترقّی و اقتدار پيدا نمايند بسياری از اموری را که حال از عهده بر نميآيند جاری و مجری خواهند داشت. امروز اعظم مصائب عالم حرب است عالم انسانی راحت نيست و حرب دائمی است. زيرا جميع دول مستمرّاً در تهيّهء حربند جميع اموال صرف حرب ميشود اين بيچارهء زارع بکدّ يمين و عرق جبين شب و روز ميکوشد تا چند دانه بدست آيد و خرمنی اندوخته گردد ولی چه فايده زيرا حاصل آن تجهيز حرب ميشود و خرج توپ و تفنگ و قورخانه و کشتيهای جنگ ميگردد و اين حرب مالی دائمی است. ديگر ملاحظه اتلاف نفوس نمائيد که در ميدان حرب چگونه پايمال ميشوند. هر چند حرب جانی يعنی نفوس محدود و مخصوص است امّا حرب مالی دائمی است و عمومی و ضرر آن راجع بعموم بلکه عالم انسانی از آن متضرّر. حال چون زنان در اين قرن به حرکت آمده اند بايد اين را مدّ نظر داشته باشند تا امر صلح عمومی ترويج شود وحدت عالم انسانی ظاهر گردد فضائل بشر جلوه نمايد قلوب ملل بهم ارتباط جويد تعصّب دينی و مذهبی بر طرف شود تعصّب جنسی زائل گردد تعصّب سياسی نماند و تعصّب وطنی از ميان برخيزد. زيرا جمعيّت بشر يک عائله اند و جميع اولاد آدم همه فرزندان خدا هستند جميع ممالک يک کره و يک وطن است و جميع امم بندگان يک خداوند ..... "
مطلب پنجم- بيان اينکه زن و مرد بايد بجان و دل خدمت يکديگر کنند:
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند: " شخص محترمی با خانمش نزد من ميآمدند قدری غبار بر کفش آن خانم محترمه نشسته بود فوراً بشوهرش گفت کفشهای مرا پاک کن. آن مرد بيچاره غبار کفش خانم را پاک نمود و نگاهی بمن کرد. من گفتم خانم آيا شما هم کفش شوهر خود را پاک ميکنی ؟ گفت من لباس او را پاک ميکنم. گفتم نشد اين مساوات نيست شما هم بايدکفش او را پاک نمائيد. باری حالا شما گاهی هم خوبست طرف داری مردها نمائيد. وقتی زنی آمريکائی مدّتها بود باروپا رفته بود و براحت مشغول امّا مرد بيچاره در امريکا زحمت ميکشيد مصاريف برای او مهيّا مينمود و ميفرستاد اغلب اغنيا و متوسّطين غرب شرح حالشان چنين است. و حال آنکه بايد مساوی باشند بايد حالتی تحصيل کنند که زن و مرد حقوق خود را فدای يکديگر نمايند بجان و دل خدمت بيکديگر کنند نه به جبر و عنف. و اين مقام جز بقوّهء ايمان حاصل نشود قلوب بايد منجذب بنفحات الله باشد تا هر نفسی ديگری را بر خود مقدّم شمرد نه آنکه خود را مقدّم داند. يکی از بهائيان فارسی بعکّا آمد از من طلب ذکر خيری برای حرم مرحومهء خود مينمود و های های برای آن مرحومه گريه ميکرد و ميگفت که چهل سال آن زن در خانهء من زحمت کشيد چون من ثروت نداشتم او هيچوقت راحت نبود. خلاصه احساسات روحانيّه بايد چنين باشد حالات بايد الهی باشد حالات جسمانی شأن حيوان است و نورانيّت ملکوتی سزاوار انسان "
مطلب ششم- در حدّ تساوی حقوق:
حضرت وليّ امرالله ميفرمايند: " رجال و نساء احبّاءالله بايد در مقامات وحدت و يگانگی و عفّت و فرزانگی ترقّيات روز افزون داشته باشند بدرجه ای که امم سائره بآنها تأسّی نمايند و شيفتهء اعتدال احوال و اخلاق ايشان شوند ..... تساوی در تحصيل علوم و فنون و صنايع و بدايع و کمالات و فضائل عالم انسانی است نه حرّيّت مضرّهء عالم حيوانی ".
مطلب هفتم- بيان مبارک در بارهء زنهای مشهور جهان:
در شب پانزدهم اپريل سنهء ١٩١٣ در تالار موزهء ملّی بوداپست خطابهء مفصّلی ادا فرمودند از جمله فرمودند: " در تورات است که خدا فرمود انسانی را خلق کنم به صورت و مثال خود و در حديث رسول الله ميفرمايد : (( خلق الله آدم علی صورته )). مقصد از اين صورت صورت رحمانی است يعنی انسان صورت رحمان است و مظهر صفات يزدان خدا حيّ است انسان هم حيّ است خدا بصير است انسان هم بصير است خدا سميع است انسان هم سميع است خدا مقتدر است انسان هم مقتدر است. پس انسان آيت رحمن است صورت و مثال الهی است و اين تعميم دارد و اختصاص برجال دون نساء ندارد. چه نزد خدا ذکور و اناثی نيست هر کس کاملتر مقرّب تر خواه مرد باشد خواه زن. امّا تا حال زنان مثل مردان تربيت نشده اند اگر آن قسم تربيت شوند مثل مردان ميشوند. چون بتاريخ نظر کنيم ببينيم چقدر از مشاهير زنان بوده اند چه در عالم اديان چه در عالم سياسی. در دين موسی زنی سبب نجات و فتوحات بنی اسرائيل شد در عالم مسيحی مريم مجدليّه سبب ثبوت حواريّون گرديد. جميع حواريّان بعد از مسيح مضطرب شدند لکن مريم مجدليّه مانند شير مستقيم ماند. در زمان محمّد دو زن بودند که اعلم از ساير نساء بودند و مروّج شريعت اسلام گشتند. پس معلوم شد زنان نيز مشاهيری دارند و در عالم سياست البتّه کيفيّت زنوبيا را در پالمير شنيده ايد که امپراطوری آلمان را بزلزله در آورد هنگام حرکت تاجی بر سر نهاد لباس ارغوانی پوشيد موی را پريشان نمود شمشير را در دست گرفته چنان سرداری نمود که لشکر مخالف را تباه ساخت.
آخر خود امپراطور مجبور بر آن شد بنفسه در حرب حاضر شود مدّت دو سال پالمير را محاصره کرد نهايت نتوانست بشجاعت حمله کند چون آذوغه تمام شد تسليم گرديد. ببينيد چقدر شجاع بود که در مدّت دو سال امپراطور بر او غلبه نتوانست. و همچنين حکايت کلوپترا و امثال آن را شنيده ايد. در اين امر بهائی نيز قرّةالعين بود در نهايت فصاحت و بلاغت ابيات و آثار قلم او موجود است جميع فصحای شرق او را توصيف نمودند چنان سطوتی داشت که در مباحثه با علماء هميشه غالب بود جرئت مباحثه با او نداشتند. چون مروّج اين امر بود حکومت او را حبس و اذيّت نمود ولی او ابداً ساکت نشد در حبس فرياد ميزد و نفوس را هدايت ميکرد عاقبت حکم به قتل او دادند او در نهايت شجاعت ابداً فتور نياورد. در خانهء والی شهر حبس بود از قضا در آنجا عروسی بود و اسباب عيش و طرب و ساز و نغمه و آواز واکل و شرب جميع مهيّا لکن قرّةالعين چنان زبانی گشود که جميع اسباب عيش و عشرت را گذارده دور او جمع شدند کسی اعتنائی بعروسی ننمود همه حيران و او تنها ناطق بود. تا آنکه شاه حکم بقتل او نمود او با آنکه در عمر خود زينت نميکرد آن روز خود را زينت نمود همه حيران ماندند باو گفتند: چه ميکنی؟ گفت عروسی من است. در نهايت وقار و سکون بآن باغ رفت همه ميگفتند او را ميکشند ولی او همان نحو فرياد ميزد که آن صوت صافور که در انجيل است منم با اينحالت در باغ اورا شهيد کرده بچاه انداختند."